۱۳۸۹ خرداد ۳, دوشنبه

اخلاقیات تحقیقات علمی، تحقیقات علمی نامقدس یک پزشک

اگر فقط کمی اخبار پزشکی را دنبال می کنید احتمالا درباره رابطه بیماری آوتیزم و واکسن ام ام آر شنیده اید. داستان از این قرار است که برای اولین بار و در سال 1998 ، پزشکی به نام دکتر اندرو ویکفیلد گزارش تحقیقاتش را درباره رابطه ای بین بیماری آوتیزم و واکسن ام ام آردر مجله ای به نام د لنست (The Lancet) که در عالم پزشکی بسیار معتبر است منتشر کرد. همین تحقیقات باعث شد که عده زیادی از مردم ساده اندیش از زدن واکسن به بچه های خود خودداری کنند. تحقیقات بعدی که در مقیاس های وسیعتر انجام شد نتوانست نتایج بدست آمده در تحقیق دکتر ویکفیلد را تکرار کند. نتیجه آن شد که عده ای به انگیزه های دکتر ویکفیلد شک کردند. کاشف به عمل آمد که این آقای دکتر در حقیقت از طرف عده ای وکیل (وکلای خانواده های بچه های آوتیزم داری که علیه شرکتهای داروسازی سازنده ام ام آر) استخدام شده بوده است. جرم این دکتر این است که تضاد منافع (conflict of interest) در تحقیقش را به روشنی بیان نکرده است. گر چه خود او منکر این امر است.

دکتر ویکفیلد به همین دلیل شغلش را در تگزاس از دست داده است و جواز کسب پزشکیش هم لغو شده است.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

استراتژی خروج از یورو

حدود یک ماه پیش با استادی از ویرجینیا تک که استاد من بوده و آلمانی هست درباره یورو صحبت می کردم. حدود یک ساعت درباره یورو صحبت کردیم. جالب اینکه دوستی دارد که یکی از تصمیم گیران مهم ای سی بی (بانک مرکزی اروپا) ست. من به استاد گفتم که خیلی تعجب آور خواهد بود اگر کمیته ای مخفی در آلمان مشغول بررسی نحوه خروج از یورو نباشد. استادم می گفت که چنین چیزی نشنیده و تصور نمی کند که چنین کمیته ای موجود باشد. من هم گفتم که تصور نمی کنم که آنقدر احمق باشند که وجود چنین کمیته ای را اعلام کنند. اعلام چنین کمیته ای موجب سقوط آزاد یورو می شود. او هم گفت که وقتی به اروپا برود از دوستش خواهد پرسید و مرا مطلع خواهد کرد. نکته اینکه تصور خروج از یورو مخصوصا به وسیله آلمان غیرممکن بود. اما وضعیت در همین یک ماه به شدت تغییر کرده است. دیروز آنگلا مرکل گفته که "ما باید بر روی استراتژی هماهنگ خروج تمرکز کنیم."

پیامد آنچه بر سر یورو می آید بر اقتصاد جهانی معلوم نیست. گر چه این پیامد خوشایند نخواهد بود. پناهنده شدن به دلار و ین، کاهش قیمت نفت، رکود عمیقتر در منطقه یورو، تغییرات سیاسی گسترده در اروپا، افزایش ریسک در بازارها، .... تنها گوشه ای از پتانسیل تغییر وضعیت یورو است. کمربندها را باید محکم بست.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

مدرسه اقتصادی

نقل است که بیمارستان و دانشگاه جان هاپکینز به این دلیل یکی از بهترین هاست که در منطقه ای قرار دارد که جنایت در آن زیاد بوده است. گرفتاری یک عده به عبارتی باعث آموزش دیگران شده است. همین حالت در فضا و زمان کنونی در مورد اقتصاد صادق است. بسیاری از کشورهای جهان گرفتار بحران اقتصادی هستند. همین گرفتاری دیگران فرصتی را برای مطالعه اقتصاد ایجاد می کند که بی سابقه است. مطالعه گرفتاری کشور یونان، مطالعه مشکلات یورو و بحران بدهی در دوبی و چگونگی واکنش کره به بحران جهانی، مطالعه واکنش فدرال رزرو در امریکا به بحران اخیر و ... همه و همه فرصتی برای آموزش است به منظور پرهیز از مشکلات اقتصادی در ایران آینده. توصیه من به کارشناسان داخلی این است که این فرصت را از دست ندهند.

پ.ن. چند روز پیش بخش اقتصادی قانون برنامه پنجم را خواندم. از نظر اقتصاد کلان که به برنامه نگاه کنید برنامه را بسیار ضعیف خواهید دید. واقعا جای تاسف است که برنامه پنج ساله یک کشور 70 میلیونی چنین بد نوشته شده باشد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

گمشده در ترجمه

همین الان خبری می خواندم که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی "با توجه به شروع مرحله دوم طرح اجرایی قانون ممنوعیت بکارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه درتابلوی سردر واحدهای صنفی و بسته بندی کالاها؛ استفاده از واژه غیرفارسی «فست فود» ازجانب تمامی واحدهای صنفی و به خصوص اغذیه فروشی ها به استناد این قانون، ممنوع " کرده.
من نمی دونم که استفاده از واژه فست فود چقدر گسترده شده. اما به نظرم می رسه که استفاده از این واژه به این دلیله که مردم با دیدن واژه «فست فود»جذب مغازه می شن. و این مسئله رو کمی جالب می کنه. چرا؟ چون فست فود در امریکا بار معنایی منفی داره. منظورم نیست که مثل فحش ناموسیه. اما هیچ کس نمی گه می رم فست فود بخورم، یا هیچ کدوم از فست فود های بزرگ ایجا توی تبلیغاتشون به نام فست فود اشاره نمی کنن. اگه اشاره ای هم باشه انکار یواشکی اونه. مثلا توی یه تبلیغات اینجا می گفت:
"It is not fast food, it's the food, fast"
بار معنایی خیلی چیزهای دیگه هم در ترجمه گم می شن. مثلا فمینیست در ایران و غرب بار معنایی متفاوتی دارن. مثال اقتصادی هم فراوونه. مثلا وقتی در ایران کسی می گه اقتصاد لیبرالی غرب، منظورش احتمالا اقتصاد محافظه کار
یا لیبرترین هست. البته اینجا بهش می گن مکتب شیکاگو. اقتصاددان لیبرال ایجا مثلا پاول کروگمن هست که ضد مکتب اقتصادی هست که توی ایران بهش می گن اقتصاد لیبرال.
مشکل دیگه ترجمه هم مشکل ترجمه لغت به لغته. مثلا یکی از دوستان که تازه از ایران اومده بود رفته بود یه مغازه سلمونی و بهش گفته بود
"Please open my difference"
و منظورش این بود که فرقم رو باز کن.
یک مشکل دیگه اینه که بعضی از کلمات انگلیسی واژه معادل فارسی ندارند، مثل همین فست فود، یا اینکه دو کلمه انگلیسی به یک کلمه معنی می شن که این مشکلات خودش رو ایجاد می کنه. مثلا هر دو کلمه financial و fiscal به فارسی تا اونجا که من می دونم "مالی" ترجمه می شن. در صورتیکه این دو کلمه کاملا متفاوتن.