ه‍.ش. ۱۳۸۶ دی ۲۷, پنجشنبه

سود کارگر چینی از جهانی شدن و تجارت آزاد

به نظر شما وجه مشترک گوشی موبایل آیفون، آی پاد، لپ تاپ دل، پلی استیشن 2و3، گوشی موبایل موتورولا، و لپ تاپ اچ پی یا سونی در چیست؟ تکنولوژی، الکترونیک ؟ بله. اما وجه مشترک دیگر آن است که این محصولات و هزاران محصول دیگر که مارک شرکتهای بسیار بنام را بر خود دارند در حقیقت به وسیله شرکتی ساخته می شوند به نام فاکس کان. فاکس کان شرکتی است تایوانی که تولیداتش را در چین می سازد. بزرگترین صادرکننده چین است و در بزرگترین کارخانه اش در چین، که مجتمع صنعتی است در استان ژنژن و بزرگتر از فرودگاه بین المللی لس آنجلس ، بیش از 270000 نفر مشغول کارند. (و تو چه می دانی که فرودگاه بین المللی لس آنجلس چفدر است؟:)) اکثر کارگران کشاورزانی بوده اند با درآمد کمتر از 20 یا 30 دلار در ماه. حقوق یک کارگر در مجتمع چیزی است بین 150 تا 200 دلار در ماه. کارگران به صورت شبانه روز در مجتمعند و سه وعده غذای مجانی می گیرند. اکثر کارگران دو سه سالی در مجتمع کار می کنند و سپس با پس اندازی که زندگی آنها را متحول خواهد کرد به شهر و دیار خود بر می گردند. نمی خواهم بگویم که شرایط کاری این کارگران خوب یا عالی است. بعضا استثمار هم می شوند (لطیفی می گفت وای به روز کارگری که استثمارگرش نباشند. شعر: ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد...:)). اما شرایط کار در چین سریعا بهتر می شود و مزد ها در افزایش است. متوسط دستمزدها در چین فقط در سال گذشته 15 درصد افزایش پیدا کرده است. دلیلش هم بازار است نه دولت. بهره وری کارگر چینی بیشتر شده و رقابت برای استخدامشان افزایش پیدا کرده است. نکته ای که نباید از آن غافل شد این است که همه کارگران چین مزد 150 دلار در ماه نمی گیرند. کارگران بسیاری هستند که درآمدشان بسیار بیشتر از این است. همین دو سال پیش مهندس چینی (در چین)که بیش از یک میلیون دلار در سال از مایکروسافت می گرفت مایکروسافت را رها کرد و به گوگل رفت. مایکروسافت هم به دادگاه شکایت برد به این بهانه که اسرار ما را برده است که راهی از پیش نبرد. آن کسانی در ایران که تصور می کنند کارگر چینی از جهانی شدن و تجارت آزاد بهره ای نبرده است ویا ایران و صنایع داخلی آن از جهانی شدن و تجارت آزاد ضرر خواهد کرد قطعا درک درستی از اقتصاد ندارند. سیاست حمایت گرایی حمایت نمی آورد. ما دو انتخاب بیشتر نداریم یا صنعت و اقتصاد خود را به صنعت و اقتصاد جهانی گره بزنیم یا در آینده بی اهمیت خواهیم بود.وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

۹ نظر:

Iraj Seyf گفت...

با تشکر از نوشته شما و با توجه به آن چه که عملا می فرمائید هرکس با شما موافق نباشد« قطعا درک درستی از اقتصاد ندارد» می خواهم خواهش کنم نظرتان را در باره شواهدی که در این آدرس آمده است برای ارشاد بازدید کنندگان وبلاگ تان بنویسید.
http://www.nlcnet.org/reports.php?id=503

حجت قندی گفت...

با تشکر از نظر شما، اول آنکه منظور من از نوشتن باز شدن بحث است. دوم آنکه من که در نوشته ام گفته ام بعضا کارگران استثمار هم می شوند. استثمار شدن کارگران هم منحصر به چین نیست.در همین آمریکا هم هست. اما شرایط کار در چین سریعا بهتر می شود و مزد ها در افزایش است. متوسط دستمزدها در چین فقط در سال گذشته 15 درصد افزایش پیدا کرده است. اگر همین رویه ادامه پیدا کند متوسط دستمزدها در چین در طی ده سال 4 برابر
خواهد شد. شواهد دیگر هم موید این است که وضع طبقه متوسط چین سریعا در حال بهبود است. کارگر چینی همان راهی را می رود که کره جنوبی 30 سال پیش آن راه را رفته است. به نظر من کارگر چینی آینده ای روشن دارد.

روزبه گفت...

حجت جان
با اجاز بنده هم یک کلمه درباره کامنت ایرج سیف بگم.
ببینید ایرج جان. چیزی که با کمال تاسف شما درک نمی‌کنید اینه که اقتصاد درباره انتخاب بین گزینه‌هاست. من سئوالم اینه: این کارگرهایی که قصه‌شون اینجا تعریف شده (توی لینکی که شما گذاشتید) به زور اسحله که برای وال-مارت کار نمی‌کنند. انتخاب کردند! این رو می‌فهمید؟ اگر جایی شرایط بهتری دارند می‌تونند برند. کسی جلوشونو نگرفته. اگر وال-مارت نبود همین کار رو هم نداشتند. همین ۹۰ دلار در ماه (که انصافا هم پول زیادی نیست) گیرشون نمی‌آمد. من نمی‌فهمم این قصه‌ها رو تعریف می‌کنید چه نتیجه‌ای می‌خواهید بگیرید؟ گزینه دیگرتون چیه؟ ۵۰ سال حکومت کمونیستی و برنامه ریز مرکزی و اقتصاد دولتی داشتند و گشنگی کشیدند. حداقل الان همه‌شون کار دارند. حالا یکی وضعش بهتره یکی بدتر. روز به روز هم داره وضعشون بهتر میشه. نابرابری زیاده. بله. ولی کی گفته نابرابری بده؟ وقتی وضع همه داره بهتر میشه بذار نابرابری هم بیشتر بشه. به کجا برمی‌خوره؟
آخه حرف حسابتون چیه؟ آلترناتیوتون چیه؟ کسی مخالف بهتر شدن شرایط کار و حقوق کار نیست. ولی اگر در شرایط فعلی بخواهید دنبال این چیزها برید کارگاه وال-مارت تعطیل میشه (چون ممکنه دیگه به صرفه نباشه براش) یا اینکه تعداد کارگرهاش رو کم می‌کنه. اونوقت همین شما غصه می‌خورید که آآآآآآی چرا کارگر اخراج شد!
ایرج جان
برای اینکه تولید انجام بشه و کار ایجاد بشه نیاز به سرمایه گزاری هست. سرمایه‌گزاری معمولا احتیاج به کسی به اسم سرمایه گزار داره که هم جیگر داشته باشه هم مغزش کاربکنه. برای تولید جیگر و به کارانداختن مغز احتیاج به انگیزه هست. نسخه‌های سوسیالیستی و حمایت ‌گرایی که شما دنبالش هستید قاتل انگیزه‌ست. جواب نمی‌ده. جواب نداده و جواب نخواهد داد.
این هم برای ارشاد حضرت‌عالی

حجت جان
ببخشید ما فضولی کردیم. دمت گرم با این وبلاگت

حجت قندی گفت...

روزبه جان
از کامنتت ممنون، همیشه یه چیزی هست که بشه از تو یاد گرفت. بازم لطف کن بیا اینجا.
مخلص

ناشناس گفت...

روزبه گرامی: ممنونم از ارشاد شما. واقعا که ارشاد شدم. این که از نویسنده ای بخواهم که نظرش را درباره یک سایت مستند بدهد یعنی این که من دنبال « نسخه های سوسیالیستی و حمایت گرائی» هستم! و این هم یعنی این که نمی فهمم اقتصاد در باره انتخاب است و باقی قضایا! روزبه جان: داشتیم. می گم لطفا پیاده شین با هم برین. باور کن درست نیست که تو ودوستان دیگر، خودتان به قاضی می روید و راضی هم بر می گردید. بهرحال از ارشاد شما ممنونم. خداوند تبارک و تعالی یک در دنیا و صد در آخرت به شما پاداش بدهد!زنده باشی جوون!
ایرج سیف

پسر فهمیده گفت...

راستش من هم همیشه به همین موضوع فکر می‌کنم. تجارت آزاد کلی به نفع کارگرهای چینی، هندی، و بقیه‌ی جنوب آسیا شده. ولی خوب ظاهرن برای خیلی‌ها نه تنها این شواهد قانع‌کننده نیست که همه‌اش یک توطئه هست. :))

روزبه گفت...

ایرج جان
چرا بهتون برمی‌خوره! شما خودتون گفتید:« می خواهم خواهش کنم نظرتان را در باره شواهدی که در این آدرس آمده است برای ارشاد بازدید کنندگان وبلاگ تان بنویسید». بنده هم با اجازه حجت نظرم رو به همین منظور نوشتم.

واما درباره اینکه فرمودید:«این که از نویسنده ای بخواهم که نظرش را درباره یک سایت مستند بدهد یعنی این که من دنبال « نسخه های سوسیالیستی و حمایت گرائی» هستم! و این هم یعنی این که نمی فهمم اقتصاد در باره انتخاب است».

بنده اون جمله‌ای که باعث کدورت خاطر شما شده (درک نکردن و باقی قضایا) رو در جواب این عبارت نوشتم که فرمودید:«با توجه به آن چه که عملا می فرمائید هرکس با شما موافق نباشد« قطعا درک درستی از اقتصاد ندارد»...»!!!
حضرتعالی جمله حجت (در متن اصلی) رو عوض کردید و در واقع ایشون رو متهم کردید که بدون منطق نظر مخالفش رو طرد میکنه. بنده خواستم توضیح بدم که عدم درک از کجا می‌آد. از اختلاف نظر نیست. از عدم توجه به یک امر بدیهی و ابتداییه که توضیح دادم.

درباره اینکه شما طرفدار « نسخه های سوسیالیستی و حمایت گرائی» هستید فکر نکنم بحثی وجود داشته باشه (به فرض اینکه شما همون ایرج سیفی باشید که به نام احمد سیف در وبلاگ نیاک می‌نویسه).

مهدى گفت...

بالاتر رفتن دستمزد كارگر چيني به نفع كشورهاي ديگه (مثلا ايران) نيست؟ چون محصولات اونها هم گرونتر تموم ميشه.

ناشناس گفت...

با اجازه صاحب خانه: روزبه گرامی: اصلا و ابدا مسئله بر خوردن نیست ولی برادر همه چیز در این جا حی و حاضر است و من مشخصا در باره این پست نوشته بودم و در این خصوص هم چیزی را« عوض» نکرده ام که تو الان ادعا می کنی. نکته دوم این است که تو به قول خودت داری درباره این تکه من نظر می دهی ولی ظاهرا هنوز هم با همه ادعاها، نمی توانی خودت را از سیاه و سفید دیدن خلاص بکنی. تو درنظام حاکم براقتصادجهان هیچ کمبودی نمی بینی، خوش بحالت ولی چرا فکر می کنی هرکس که به این نظام انتقاد دارد را باید به هرچه که دوست دارید متهم بکنید!از آن گذشته خود جناب قندی هم به یادداشت من پاسخ داده و قضیه از نظر من تمام شده بود ولی تو ودوستان دیگر فکر می کنید که به واقع یک وظیفه « تاریخی» برای ارشاد خلق الله دارید! برای هر کس که بخواهید هم شناسنامه صادر می کنید، واز آن بدتر، هرچه را که دوست داشته باشید، می گوئید و می نویسید و همین که کسی بگوید، داداش پیاده شین با هم بریم، آن وقت دست بالا را می گیرید و عملا طلبکار می شوید. باز هم تکرار می کنم من یادداشتم فقط و فقط در باره همین پست جناب قندی بود و کسی که اندکی فارسی بفهمد می بیند که نوشته من در باره همین نوشته است و نه چیزدیگری. نه خواسته ام مچ گیری بکنم و نه ادعا کرده ام که تو فلان و بهمانی، فقط گفتم نظرت را در باره این اطلاعات به خوانندگان بگو. او هم گفت. همین.وقتی می نویسید « انتخاب کردند! این رو می فهمید؟»، من چه جوابی دارم برایت بنویسم!تو فکر می کنی اگر « اسلحه» در کار نباشد لابد اجباری در کار نیست!! خوب این نظر تست ولی اگر تو با همه ادعاهائی که داری درکت از انتخاب آزاد همین است که کارگری که با کالا شدن همه چیز، هیچ « انتخابی» به غیر از کارکردن با « هر شرایط» ندارد را « انتخاب آزاد» می نامی، ماباهم چه بحثی می توانیم داشته باشیم؟ من برخلاف تهمت هائی که تو و دیگر دوستانت به من می زنید، معتقدم که انتخاب معنی دار- باز برای جلوگیری از سوء تفاهم بعدی منظورم از معنی دار یعنی رسیدن به آنچه که درکنار انتخاب آزاد ادعا می شود- انتخابی است که کسی مجبور به انتخاب همان تنها یک گزینه نباشد. احتمالا خواهی گفت، این که «علمی» نیست، روزبه گرامی، نباشد.
با این همه باز هم تکرار می کنم اصلا صحبت بر خوردن نیست، راحت باش جناب.
ایرج
(احمدسیف)
با شرمندگی این گوگل هم به بنده اجازه نمی دهد که با مشخصات خودم بنویسم.