یکشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ایران دارای یکی از طولانی ترین دوره های خدمت سربازی در جهان

احمدی معین کارشناس گروه امنیتی – دفاعی مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی:
مطالعات نشان می دهند که در ۲۴ کشور جهان سربازی اجباری وجود دارد و در مقابل ۱۰۳ کشور جهان سربازی اجباری ندارند. همچنین فقط در ۷ کشور از این ۲۴ کشوری که سربازی اجباری دارند ، طول خدمت بیش از یک سال است (یعنی خدمت دوره ضرورت). نکته دیگری که در اکثر قریب به اتفاق این کشورها وجود دارد این است که با افزایش میزان تحصیلات، مدت خدمت سربازی کاهش زیادی پیدا می‌کند یعنی کسی که مثلا لیسانس یا فوق لیسانس گرفته مدت خدمت سربازی اش فرضا نصف کسی است که تحصیلات دانشگاهی ندارد.

این هم راهی است برای هدر دادن وقت و پول و انرژی کشور. من هر وقت که در کلاسهایم درس مربوط به کالاهای عمومی را مرور می کرده ام به این نکته اشاره می کرده ام که امنیت لزوما معادل هزینه نظامی نیست. مثلا اسپانیا فقط 0.9 درصد تولید ناخالص خود را صرف بودجه نظامی می کند و امنیت آن هم برقرار است.

سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ ه‍.ش.

معیار درآمدی برای یارانه محکوم به شکست است.

دکتر داود سوری که از دوستان ایام دانشجویی دکترا است سرمقاله ای در دنیای اقتصاد نوشته که اگر من می خواستم درباره چرایی شکست معیارهای درآمدی بنویسم به این خوبی نمی شد. سرمقاله را عینا اینجا کپی می کنم. مطالب حسین را هم درباره یارانه ها بخوانید. مثل من حرف روی هوا نمی زند. (که البته جمله اخیر ایهام دارد:). مقاله داود سوری:

معاون اول محترم رئیس‌جمهور اخیرا از مردم خواسته‌اند که نظر خود را درخصوص سطح درآمدی که می‌تواند مبنای پرداخت یارانه باشد، اعلام کنند. با خواندن این درخواست این‌گونه استنباط می‌شود که دولت توانسته است بر تمامی مشکلات مترتب بر اندازه‌گیری و اظهار درآمد فائق آيد و تنها نمی‌داند که چه مرزی را برای تفکیک جامعه به یارانه‌بگیر و یارانه‌نگیر تعیین کند. اما اظهارنظر دیگر مسوولان بیانگر شروع مرحله دوم طرح هدفمندی یارانه‌ها به سیاق دولت گذشته است. به‌خاطر می‌آوریم که دولت پیشین نیز در ابتدا با طرح خوشه‌بندی خانوارها و تاکید بر خوداظهاری درآمد، برخلاف نظریه‌های علمی و تجربیات دیگران و با صرف هزینه‌ای گزاف، مردم را به مراکزی برای اظهار درآمد و ثروت خود فراخواند و نتیجه این فراخوان بانک اطلاعاتی شد که به ادعای رئیس دولت پیشین، 9/99 درصد از اطلاعات آن صحیح بود. گمان نمی‌کنم عدم استفاده از آن بانک اطلاعاتی به دلیل آن یک دهم درصد خطا بوده است و همچنین گمان نمی‌کنم که این دولت توانسته باشد با افزودن یک تهدید توخالی مبنی‌بر جریمه سه برابری متقاضیان غیر واجد شرایط، مشکل آن 9/99 درصد را حل کرده باشد.
مردمی که در آن زمان درآمد و ثروت خود را به گونه‌ای اظهار کردند که نتوانست مبنای تخصیص یارانه قرار بگیرد، اکنون تجربه اجرای مرحله اول طرح هدفمندی را دارند و درآمد حقیقی آنها به طور متوسط بر اثر تورم و رشد اقتصادی منفی، قریب به نصف شده است. اگر اطلاعات اظهارشده آنها در مرحله اول به کار نیامد، اینک در شروع مرحله دوم نیز اطلاعاتی می‌دهند که باز هم به کار نمی‌آید، آزموده را آزمودن خطاست. اما اجازه دهید خوش‌بین باشیم و فرض کنیم دولت، مردم را قانع می‌کند و مردم نیز می‌پذیرند که درآمد خود را به درستی اظهار کنند؛ بنابراین دولت باید در فراخوانی عمومی از مردم بخواهد که درآمدهای خود را اعلام کنند، اما قبل از آن باید ابتدا به مردم بگوید که منظورش از «درآمد» چیست و مطمئن شود که مردم به سوالی که مورد نظر دولت است به درستی پاسخ می‌گویند. به عبارت دیگر، مردم و دولت باید درک یکسانی از مفهوم «درآمد» داشته باشند. از این رو قبل از اینکه به سوال آقای جهانگیری پاسخ داده شود از ایشان تقاضا می‌کنم به طور واضح بگویند مقصود دولت از درآمد چیست؟ برای توضیح هر چه بیشتر این سوال چند مثال می‌زنم:
• دو سرپرست خانوار را در نظر بگیرید که دستمزد و عایدی مشابه دارند؛ اما سرپرست اول، چهار نفر را تحت تکفل خود دارد و سرپرست دوم، تنها متکفل سه نفر است. آیا این دو خانوار از نظر درآمد یکسان هستند؟ آیا ملاک تنها درآمد سرپرست خانوار است یا درآمد به ازای هر عضو خانواده؟
• دو سرپرست خانوار را در نظر بگیرید که دستمزد و عایدی یکسانی دارند؛ اما همسر سرپرست اول نیز صاحب کار و درآمد است در صورتی‌که همسر سرپرست دوم تنها به امور خانه می‌پردازد. آیا منظور از درآمد تنها درآمد سرپرست خانوار است یا درآمد کل اعضای خانوار؟
• دو سرپرست خانوار را در نظر بگیرید که از درآمد و عایدی یکسانی بهره می‌برند؛ اما سرپرست اول مالک محل سکونت خود است و سرپرست دوم در ملکی استیجاری زندگی می‌کند. آیا درآمد این دو خانوار یکسان است؟ آیا نباید ارزش اجاری محل سکونت خانوار اول به درآمد او اضافه شود؟
• دو سرپرست خانوار را در نظر بگیرید که هر دو مستاجر هستند و درآمدهای یکسانی نیز دارند؛ اما خانوار اول در ملکی با «رهن کامل» زندگی می‌کند و خانوار دوم در ملکی استیجاری. آیا درآمد این دو خانوار یکسان است؟ آیا نباید ارزش اجاری محل سکونت خانوار اول به درآمد او اضافه شود؟
• می‌دانیم که در مشاغل غیرمزد و حقوق‌بگیری عایدی فرد از تفاضل فروش کالا یا خدمات و هزینه‌های انجام شده به‌دست می‌آید. حال دو کشاورز را در نظر بگیرید که در یک سال فروش یکسانی داشته‌اند؛ اما کشاورز اول اقدام به خرید یک تراکتور کرده است؛ به‌طوری‌که عایدی او بسیار کمتر از کشاورز دوم شده است. آیا او مستحق دریافت یارانه است و کشاورز دوم نه؟
می‌توان فهرست بلندبالایی از این نوع سوالات فراهم کرد که به دلیل فضای محدود این مجال از آن صرف‌نظر می‌شود، اما هدف از ارائه این نمونه‌ها جلب توجه به این نکته بود که مفهوم درآمد بسیار پیچیده است و هر کس برداشتی متفاوت از درآمد دارد. اگر دولت می‌خواهد درآمد را ملاک تصمیم‌گیری قرار دهد باید تعریفی مشخص از درآمد داشته باشد و این تعریف را برای مردم توجیه کند و با ذکر موارد و مثال به آنها آموزش بدهد که چه مواردی را به عنوان درآمد گزارش کنند. تنها در این صورت است که می‌تواند به تهدید خود در جریمه سه برابری خاطیان جامه عمل بپوشاند.
متاسفانه مسوولان ما نشان داده‌اند که هنگام طراحی برنامه‌های اقتصادی از سوالات اساسی و سخت به راحتی گذر کرده و بیشتر بر موارد فرعی مانور می‌دهند. در حالی‌که هنگام اجرای برنامه، این سوالات بی‌پاسخ گذاشته شده‌اند که همچون آوار بر سر مجریان می‌ریزند و سرنوشت برنامه را به‌سویی می‌برند که پس از چند سال همه متفق‌القول از شکست آن یاد می‌کنند. زمان زیادی از اجرای مرحله اول طرح هدفمندی یارانه‌ها نمی‌گذرد و هنوز تجربیات آن تازه است، امیدواریم که از این تجربیات در طراحی مرحله دوم استفاده شود و طرحی نو درانداخته شود که اصرار بر تکرار تجربیات شکست خورده جز شکست چیزی برای این دولت نیز در بر نخواهد داشت.

دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۲ ه‍.ش.

آیا مردم ایران گرسنه اند؟

در بعضی نقاط امریکا، در ساعت 12:01 نیمه شب اولین روز ماه، ماجرای جالبی در فروشگاههای وال مارت (که بزرگترین فروشگاه زنجیره ای جهان است) اتفاق می افتد. این فروشگاهها ناگهان شلوغ می شوند. این اتفاق، پس از رکود سال های اخیر قابل مشاهده تر بوده است. دلیل این شلوغی این است که بن های غذایی که دولت امریکا هر ماه به شهروندان می دهد در این لحظه است که قابل استفاده در فروشگاهها می شوند. نتیجه اکثر تحلیل گران از این هجوم این است که این مردم گرسنه اند و نمی توانند صبر کنند.

جریانی مشابه فوق و در همین روزها در ایران در حال تکرار است. اگر به گزارش های تصویری خبرگزاری های ایرانی سر بزنید عکس های زیادی از صف های طولانی در مقابل مراکز توزیع سبد کالایی دولت می بینید. اگر حکم به استقراء ِ برداشتِ تحلیل گران در امریکا از هجوم به وال مارت در دقیقه اول روز اول ماه باشد، نتیجه این می شود که مردم ایران هم گرسنه اند و حتی یکی دو روز نمی توانند صبر کنند که با وجود سرما در چنین صف های درازی ایستاده اند که شانه ای تخم مرغ یا چند کیلو برنج بگیرند.

چند نکته در این جا لازم به تذکر می آید: یکی اینکه، بن های غذا در امریکا، که اگر اشتباه نکنم حدود 80 میلیارد دلار بودجه سالانه دارد، به افراد با درآمد کمتر از  130 درصد خط فقر تعریف شده توسط دولت تعلق می گیرد که برای یک خانواده چهار نفره، این درآمد حدود 2500 دلار است. حدود 50 میلیون نفر، یعنی کمتر از یک ششم، یا کمتر از دو دهک فقیر امریکا از این بن های غذایی دریافت می کنند و متوسط دریافت هر فرد هم چیزی در حدود 130 دلار در ماه است. اما کسانی که در ایران سبد کالایی را دریافت می کنند فقیران جامعه نیستند که طبقه متوسط است. روستائیان نیستند که سبد کالا را می گیرند، این کارمندان دولتند که درصفند. آیا می شود گفت که مردم طبقه متوسط در ایران گرسنه اند؟ به همان تعبیری که مردم فقیر امریکا گرسنه اند.

نکته دوم: می دانم که متغیر های دیگری هم در کارند: مثلا ممکن است که دوره دریافت سبد کالا در ایران محدود باشد. (هست یا نیستش را نمی دانم.) یا دولت بی اعتبار باشد و مردم فکر کنند که بعدا کالاها را نخواهند توانست پیدا کنند. نمی دانم آیا چیزی دیگری هم هست که اینجا قابل مشاهده نیست؟

نکته سوم: همان طور که فقر در امریکا با فقر در ایران قابل مقایسه نیست، فقر در ایران هم با فقر در هند و پاکستان قابل مقایسه نیست. فقر مطلق به معنای درآمد کمتر از 1.25 دلار در روز در ایران کم است.

نکته چهارم: سبد کالایی ابتکار مسخره ای بود. که البته آخرین اشتباه دولت روحانی نخواهد بود. ظاهر قضیه این است که تیم اقتصادی دولت روحانی سردرگم است. 

نکته آخر: نوشته فوق تحلیل علمی فقر در ایران نیست. فقط مشاهده ای است که شاید درک ما را از وضعیت اقتصادی در ایران بهتر کند. 



دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۲ ه‍.ش.

آمار بیکاری 10 درصد است؟ 12 درصد است؟ یا هیچکدام؟

سایت الف، شنبه 14 دی: مرکز آمار ایران نرخ بیکاری پاییز امسال را ۱۰.۳ درصد و تعداد بیکاران را نیز ۲ میلیون و ۴۰۱ هزار و ۲۰۵ نفر اعلام کرد.

سایت الف، یکشنبه 15 دی: عضو هیئت رئیسه کمیسیون تلفیق لایحه بودجه سال ۹۳ کل کشور گفت: در جلسه امروز نوبخت گزارشی از رشد اقتصادی، رشد سرمایه‌گذاری، رشد تورم، نقدینگی،‌نرخ بیکاری، رشد واردات و رشد صادرات غیرنفتی ارائه داد. ....نرخ بیکاری نیز در سال ۹۰ حدود ۱۲.۳ درصد،‌ ۹۱ حدود ۱۲.۲ درصد، ۹۲ حدود ۱۲.۶ بود که پیش‌بینی می‌شود این عدد در سال ۹۳ به ۱۲.۴ تا ۱۴.۶ درصد برسد.

البته این را هم بگویم که من هیچوقت آمار بیکاری را در ایران جدی نمی گرفته ام. آمار بیکاری در ایران خیلی معنی به خصوصی ندارد. اما اینکه دو آمار با این تفاوت و در فاصله یک روز ببینید هم خودش جالب است.