ه‍.ش. ۱۳۸۸ آبان ۶, چهارشنبه

بیشتر مردم فکر می کنند که از متوسط جامعه بهترند

یکی از فروض اولیه اقتصاد این است که رفتار مردم عقلایی است. یک معنی این حرف این است که مردم برداشت درستی از جهان اطراف خود دارند. این فرض البته از این جهت فرض خوبی است که اگر این فرض را غلط در نظر بگیرید آنگاه با این سوال فلسفی مواجه می شوید که چگونه می توان رفتار غیر عقلایی را تحلیل کرد. از فلسفه این بحث که بگذریم، این فرض باعث فهم بهتر رفتار مردم شده است اما درست تا جایی که پندار و رفتار مردم غیر عقلایی می شود. مثلا آمار نشان می دهد که ۹۴ درصد اساتید دانشگاهها به این باورند که درس دادنشان بهتر از سطح متوسط تدریس در دانشگاهها است. چیزی که البته از نظر ریاضی ممکن نیست. آمار جالب دیگر این است که حدود ۹۰ درصد مردم تصور می کنند که مهارت رانندگی شان بهتر از متوسط مهارت دیگر رانندگان است. مثالهایی از این دست که در اساس مخالف فرضیه عقلایی بودن مردم است زیادند.
دفعه بعد که فکر می کنید باهوشتر از متوسطید و یا بهتر از دیگران رانندگی می کنید و یا بهتر از دیگران درس می دهید، بد نیست یادی از این نوشته کنید.
البته اگر تلقی به خودستایی نشود درس دادن من واقعا از متوسط درس دادن در دانشگاهها خیلی بهتر است و رانندگی من هم که حرف ندارد.:)

۹ نظر:

روزبه گفت...

یه تفاوتی هست بین رفتار عقلایی و انتظارات عقلایی. رفتار عقلایی یعنی اینکه هرکس بنابر انتظارات و باورهاش و محدودیت‌های تصمیم گیری، تصمیم بهینه رو می‌گیره. همینطور که گفتی این فرض یه فرض بنیادیه.
انتظارت عقلایی خیلی فرض محدود کننده تریه و میگه شخص برآورد درستی از دنیای اطرافش، رفتار دیگران و انتظارات دیگران داره. این فرض به اندازه قبلی بنیادی نیست.
اونچه که در این پست داری بهش اشاره می‌کنی بحث انتظارات هست نه رفتار.

حسنک وزیر گفت...

به نظرم دراین نوشته کمی با مفهوم جملات بازی میکنید . به عبارت دقیقتر تقریبا همه انسانها به نوعی برای تعریف هویت خود و تمایز با دیگران نیاز دارند که خود را بهتر و ماهر تر و آگاه تر و ... از بقیه افراد خصوصا افراد هم سطح و همکار خود بدانند .
" اگر اشتباه نکنم به نوعی تاثیر آرکی تایپ زئوس در تعریف ایگو افراد میباشد ."
چند باز خورد تاثیر این آرکی تایپ برای اصلاح رفتار و در نظر گرفتن عقلانیت خصوصا در تصمیمات اقتصادی که نتیجه ملموس دارد کافی است تا فرد رفتار عقلایی در پیش گرفته و نا خودآگاه از این رفتار پیروی کند .

Babak گفت...

شاید اعتماد به نفس در این میان نقشی داشته باشد. آدمها دوست دارند تلقی مثبتی از خود و رفتار خود داشته باشند گاهی حتی اگر این رفتار از دید دیگران نادرست باشد.

ناشناس گفت...

سلام استاد ارجمند . با عرض پوزش از محضر حضرتعالی به دلیل پروژه ی حساس تحصیلی که در پیش دارم نیاز دارم که از شما کمک بخواهم ؛ می خواستم اگر برایتان مقدور هست تو اولین فرصت ممکن نظر ،دیدگاه و پیش بینی شخصی خودتان را از آینده بورس ایران حداقل برای 5 سال آینده برایم بفرستید.صمیمانه سپاسگزارم.
Faculty_economics@yahoo.com

حجت قندی گفت...

Roozbeh:
A book that makes a connection between rationality and overconfidence is this one:

Sutherland, Stuart (2007). Irrationality

I agree with your definitions though,

حجت قندی گفت...

حسنک وزیر:
مرسی
بعضی از تست های اقتصاد رفتاری نشون می ده که مردم به صورت سیستماتیک اشتباه می کنند و اشتباهشون رو هم برطرف نمی کنند. یعنی حتی بازخور هم اشتباه رو تصحیح نمی کنه.

حجت قندی گفت...

بابک:
درسته
اتفاقا اسم این پدیده اورکانفیدنس هست که همون اعتماد به نفسه.

حجت قندی گفت...

ناشناس:
شما لازمه که
Efficient market theory
رو یه نگاه بندازین

tagskie گفت...

hi.. just dropping by here... have a nice day! http://kantahanan.blogspot.com/