ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۵, سه‌شنبه

ثروت از دست رفته در بحران اخیر و بسته محرک اقتصادی


امروز از NBC شنیدم که مجموع ثروت از دست رفته در بحران اخیر در سراسر جهان بیشتر از 31 هزار میلیارد دلار است. ثروت از دست رفته در بازار امریکا بین 9 تا 11 هزار میلیارد تخمین زده می شود. باور عمومی هم این است که برای هر یک دلار ثروت به دست آمده، مردم 5 سنت به مصرف سالانه خود اضافه می کنند. به این پدیده اثر ثروت گفته می شود. اگر قبول کنیم که معکوس اثر ثروت هم درست است به این معنی که برای هر دلار ثروت از دست رفته مردم 5 سنت (5 درصد ثروت) از مصرف خود می کاهند، در آن صورت مصرف امریکا بایستی چیزی حدود 500 میلیارد دلار کم شود که بیش از 3 درصد تولید ناخالص داخلی ای کشور است. برای خنثی کردن این اثر ثروت به بسته محرک اقتصادی در همین ابعاد نیاز است. اوباما در پی تهیه چنین بسته ای است که هنوز عددی برای آن مشخص نکرده است ولی تخمین ها چیزی بین 500 تا 700 میلیارد دلار را بیان می کنند.
منابع: NBC, Washington Post, NYtimes

۳۳ نظر:

emad گفت...

خیلی ممنون. همیشه از تحلیل های خوب شما لذت میبرم.

نازنین گفت...

سلام.
منظور شما از این بسته ی محرک 500 میلیارد دلاری که اوباما دنبالش هست اینه که میخوان پول به تولید کننده ها به میزان 500 میلیارد دلار تزریق کنند ی اینکه این مبلغ رو به بانک های ورشکسته میدن؟

یه کمی بیشتر راجع به این بسته توضیح میدید؟
ممنون

مازیار گفت...

این فرض پنج سنت کم شدن مصرف در ازای یک دلار کاهش درآمد زیادی ساده نیست؟
چون از یک طرف چسبندگی هست و عادات مصرفی که جلوی این کاهش رو می گیره و از طرف دیگه انتظارات هستند که می تونن بعث بشن خیلی بیش از پنج سنت کاهش در مصرف اتفاق بیفته. ها؟
چرت نمی گم که؟ :)

مهدي گفت...

سلام. ايول كه به نكته مهمي اشاره كردي. سوال مهم من اين است كه اين ثروت چي شده؟ ثروت يا دست به دست مي شود يعني ضرر يكي معادل بوده با سود ديگري يا اينكه در اثر حادثه‌اي كاترينايي سونامي اي جنگي چيزي از بين ميرود. حالا اين ثروت چي شده؟ چطور از بين رفته؟ اگه فقط پول كاغذي و اسمي بوده و از بين رفته كه همه مردم دنيا توافق كنند كه دوباره زياد شود!

حجت قندی گفت...

به نازنین:
دفعه قبل به طور مستقیم به مردم پرداخت کردند. این دفعه مثل اینکه می خواهند خرج ساختن راه و پل و تحصیلات و مثل اینها کنند. به تولید کننده مستقیم پولی نمی دهند اما وقتی تولید کننده ها راه و پل .. می سازند اونها هم پولی گیرشون می یاد.

حجت قندی گفت...

ممنون emad

حجت قندی گفت...

به مازیار:
من جزئیات مطالعات ارتباط ثروت با مصرف رو نمی دونم. حرف شما کاملا درست هستش که مصرف چسبندگی داره. به این معنی که نوسانات سرمایه گذاری رو نداره.
و انتظارات هم البته موثر هستش. ولی اینکه تا چه حد، من نمی دونم. ولی اساس حرفتون کاملا درست هستش.

حجت قندی گفت...

به مهدی:
این ثروت واقعا از بین رفته. به این معنی که دیگه وجود خارجی نداره. بخش کوچکی از ثروت دنیا پول کاغذی هستش. بخش بزرگ ثروت ارزش سهام شرکتها است که وقتی قیمتشون پائین بیاد به معنی این هستش که ثروت از بین می ره. یک قسمت کوچک این ثروت جابجا شده. بقیه از بین رفته.

حسيني گفت...

سلام آقاي قندي من دانشجوي فوق ليسانس اقتصاد در مشهد هستم و هميشه از تحليل هاي ارزشمند شما استفاده ميكنم و بر خودم لازم ميدونم از حضرتعالي تشكر كنم

حجت قندی گفت...

ممممنون آقا یا خانم حسینی

پیمان گفت...

همونطور که اشاره شد خیلی استفاده می کنم از این وبلاگ .
ولی در مورد 500 میلیارد پس اثر افزایشی یا multiplier effect
چی میشه ؟

ناشناس گفت...

دکتر عزیز تحلیلی در مورد نرخ دلار ریال براساس داده های اقتصادی انجام دادم لطف کنید نظرتون رو بفرمایید . لینک تحلیل فوق رو در ذیل آورده ام تحلیل بنده تحت آی دی abr1005 در لینک ذیل آورده شده است
http://www.bourex.com/viewtopic.php?p=229559#229559

حجت قندی گفت...

مهدی عزیز:
تحلیل شما جالب است ولی من فکر نمی کنم که دلار به بیش از 6000 تومان برسد مگر اینکه شرط دیگر سال -77-75 هم را در نظر بگیرید که نفت 8 دلاری از آن جمله است. نفت ایران هم اکنون حدود 40 + فروخته میشود که ازنظر تاریخی بالاست.
من به هیچ رابطه عددی دلار ریال نمی توانم اشاره کنم. اگر فقط حدس می خواهید بزنم که اصلا هم علمی نیست حدس من این است که تا دو سال دیگر اگر نفت در محدوده 40 دلار بماند دلار به بیش از 2000 تومان خواهد رسید ولی به هیچ وجه به 6000 هزار تومان نمی رسد.
حدس بی اساسی است این حدس من . فقط حدس است.

جرجیسی گفت...

آقای دکتر چرا اقتصاد امریکا با این حجم بزرگ نقدینگی که تزریق میشه مثل ایران دچار تورم افسار گسیخته نمیشه ؟ آیا نقش تزریق نقدینگی از اقتصادی به اقتصاد دیگر فرق میکنه ؟ اگر ممکنه مقاله ای در این مورد بنویسید که موضوع رو برای ما روشن کنه ممنون میشم .

جرجیسی گفت...

دکتر عزیز بنده در لینک زیر یک فرمول برای ارتباط بین رشد نقدینگی و تورم و رشد اقتصادی مطرح کردم اگر براتون مقدوره نظرتون رو بفرمائید .

http://www.bourex.com/viewtopic.php?p=229639#229639

مش دونالد گفت...

می تونی نتیجه گیری خودت رو از این اوضاع بگی؟
اینکه چقدر ادامه پیدا می کنه؟ یک سال دوسال؟ چه قدر؟
نفت چطور؟ بالا می ره؟ کی؟
جتی اگر حسی و با تجربه خودت هم بگی کفایت می کنه

lovenest گفت...

سلام
با اجازتون من شما رو لینک کردم
یاحق

نازنین گفت...

یک سوال خیلی مهم دارم.
با توجه به خبرهایی که از دنیا میشنویم غالب بانکها در حال کاهش نرخ بهره ی بانکی خودشون هستن.
(مثلا با مراجعه به این لینک میتونید تایید خبری این مساله رو در انگلستان هم ببینید http://www.bbc.co.uk/persian/business/story/2008/10/081008_ge_interest_rates.shtml )

حالا درست در این شرایط بانکها و موسسات وام دهی در کشور امارات متحده ی عربی اومده اند و نرخ بهره های خودشون رو به شدت (نه یه کم!!) افزایش دادن و نرخ بهره ی 7.5 درصد به 9.5 درصد تبدیل شده و بهره های 9.5 درصدی رو به 12 درصد تبدیل کردن.
تحلیل شما از این وضع چی هستش؟فکر میکنید به چه دلیل اینجا داره درست برخلاف جهت حرکت نظام بانکی دنیا حرکت میکنه؟!!

پیشاپیش از تحلیل شما ممنونم

حجت قندی گفت...

نازنین:
ممکنه که کمبود نقدینگی داشته باشند و به این وسیله می خواهند نقدینگی رو نگه دارند. و احتمال داره که بعضی شون در حال ورشکستگی باشند. من در این مورد اطمینان ندارم البته.

حجت قندی گفت...

مش دونالد:
نمی دونم جواب سوالها رو. ولی حداقل یک سال طول می کشه که اقتصاد به روند عادی برگرده.

حجت قندی گفت...

مش دونالد"
فکر می کنم هیچ کس واقعا ندونه.

جرجیسی گفت...

آقای دکتر بنده دو سوال مهم دارم که اونها رو دوباره مطرح می کنم :
1 ) چرا اقتصاد امریکا با این حجم بزرگ نقدینگی که تزریق میشه مثل ایران دچار تورم افسار گسیخته نمیشه ؟ آیا نقش تزریق نقدینگی از اقتصادی به اقتصاد دیگر فرق میکنه ؟ اگر ممکنه مقاله ای در این مورد بنویسید که موضوع رو برای ما روشن کنه ممنون میشم .
2 ) چرا برای بسیاری از کشورها همانند امریکا و اروپا نرخ 2 درصد تورم نرخی مطلوب است این 2 درصد از کجا آمده است ؟

واکنش گفت...

سلام
در جواب نازنین گفتید که قرار بسته‌ی محرک مالی صرف ساخت پل و جاده و تحصیلات و ... بشه. اگه این طور باشه چگونه باعث افزایش میل مردم به خرید و در نتیجه افزایش تولید می شه؟

محمد جنتی فرد گفت...

به جرجیسی:
در واقع انتخاب 2 درصد برای این است که از یکی از خطرات مهم نظام سرمایه داری به دور باشند. این خطر تورم منفی است. اتفاقی که در دهه 90 باعث شد حدود 10 سال اقتصاد ژاپن دچار رکود شود.

محمد جنتی فرد گفت...

سوال: یک بسته 500 میلیارد دلاری باعث می شه ثروت مردم به اندازه 500 میلیارد دلار افزایش پیدا کند. در نتیجه مصرف خیلی کمتر از این مقدار افزایش پیدا می کند.
پس چه جوری انتظار دارند که این بسته جبران ثروت از دست رفته در بازار بورس را بکند؟

حجت قندی گفت...

به جرجیسی:
اولا که نقدینگی ایجاد شده ممکن است که به جامعه نیاید و در بانکها بماند. چون بانکها تمایلی به قرض دادن ندارند.
دوم اینکه ممکن است تورم هم ایجاد شود ولی هم اکنون تورم نگرانی فرعی است.
سوال دوم شما را آقای جنتی فرد به درستی پاسخ داده اند.

حجت قندی گفت...

به واکنش:
وقتی پل و جاده و. ساخته می شود به این معنی است که عده ای درآمد برای خرج کردن پیدا می کنند. و در آمد این عده وقتی خرج شود درآمد دیگری می شود و ...

حجت قندی گفت...

به آقای جنتی فرد:
درسته که مردم یک مقداری از درآمد را مصرف می کنند ولی این مصرف درآمد تبدیل به درآمد دیگران می شود و در نهایت درآمد ایجاد شده می تواند بیشتر از 500 میلیارد باشد.

مش دونالد گفت...

ممنون از جوابت. ولی دو تا سوال دیگه:
1- بعد از پایان بحران افزایش قیمت نفت قطعیه؟ اگه آره تا چه حد؟

2- الآن که نفت پایینه اثرش رو اقتصاد ما تورمیه یا نه؟ می دونی می خوام بدونم با ادامه کاهش قیمت نفت خونه ارزون تر میشه یا گرون؟! در حقیقت من نگران کسری بودجه و خلق پولم و یا کارهای دیگری که تورم زا باشه..... می تونی اطلاعات دقیق تری بدی....

حجت قندی گفت...

مشدونالد خان:
ا- به احتمال زیاد آره
2- تورم ایجاد می شه ولی این به معنی گران شدن خونه نیست. ممکن است که خونه برای مدت زیادی در رکود هم بمونه.

مش دونالد گفت...

بازم ممنون
ولی چرا خونه تو رکود بمونه وقتی دارند که بانک ها رو برای وام 6000میلیارد تومانی تحت فشار میذارن؟ دلیلت برای رکود مسکن چیه؟

منظورت از تورمی افزایش قیمت دلاره یا مکانیزم دیگه ای باعث تورم میشه؟

سواام زیاد شد!

محمد جنتی فرد گفت...

پس این تاثیر را در کاهش ثروت هم باید داشته باشیم (کاهش مصرف باعث کاهش درآمد دیگران و درنتیجه کاهش بیشتر مصرف شود)، در نتیجه کاهش مصرف باید خیلی بیشتر از 500 میلیارد دلار باشد. در واقع چون کاهش ثروت و افزایش ثروت متقارن هستند به نظر نمی رسد با تزریق مبلغی کمتر از ثروت از دست رفته بتوان از تاثیر منفی آن جلوگیری کرد. اینطور نیست؟

الاله گفت...

سلام اقای قندی
ممنون ازتمام تحلیل های جالبتون.راستش همونطور که گفتم من دانشجوی اقتصاد در مقطع کارشناسی و خوشبختانه یا متاسفانه ترم اول هستم.خیلی خوشحالم که باسرزدن به وبلاگتون اطلاعاتم زیاد میشه اما خب حق بدید که کمتر از بقیه درجریان تحلیل ها باشم .می خواستم ازتون خواهش کنم تا منابعی که باعث بالابردن اطلاعاتم میشه بهم معرفی کنید چون برخلاف خیلی از همرشته ایهام اقتصاد رو دوست دارم و خیلی علاقه مندم تا ازتحلیل هاتون بیشتر سردربیارم