ه‍.ش. ۱۳۸۶ دی ۹, یکشنبه

ذخیره ارزی ایران کجاست-2


از دیدگاه اقتصاد کلان مهمترین وظیفه دولت به حداقل رساندن نوسانات اقثصادی است. برای آنانی که اقتصاد نخوانده اند نگاهی به شکل مقابل برای فهم نوسانات اقثصادی مفید است. شکل مقابل تولید ناخالص داخلی امریکا را از سال 1900 به بعد نشان می دهد. منحنی آبی تولید ناخالص داخلی و منحنی قرمز روند دراز مدت آن را نشان میدهد تولید ناخالص داخلی حول روند دراز مدت نوسان می کند. دولتها و بانکهای مرکزی تلاش می کنند که فاصله بین این دو را کاهش دهند. اینکه چرا رشد کمتر از روند درازمدت مطلوب نیست نیاز به توضیح ندارد. اما اینکه چرا رشد بیشتر از روند درازمدت مطلوب نیست دلایل متعددی دارد که یکی از آنها احتمال افزایش تورم است که خود این تورم علاوه بر معایب متعدد دیگر مانعی جدی بر سر راه رشد درازمدت است. بانکهای مرکزی از سیاستهای پولی (کم و زیاد کردن حجم پول)و دولتها از سیاستهای مالی (کم و زیاد کردن مخارج دولت) برای کنترل نوسانات اقثصادی استفاده می کنند. مثلا وقتی کشوری در حالت رکود است (یعنی تولید ناخالص داخلی کمتر از روند درازمدت آن است) دولت آن کشور یا مخارج خود را افزایش ویا مالیاتها را کاهش می دهد و بر عکس.ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
در کشورهای نفت خیز مانند ایران این نوسانات اقتصادی بسیار شدیدترند. دلیل آن هم این است که معمولا در این کشورها رونق اقتصادی با افزایش قیمت نفت و رکود اقتصادی با کاهش قیمت نفت همراه است. دولت که در زمان رکود بایستی مخارج خود را افزایش دهد اولا با کسری درآمد روبرو است و ثانیا برای جبران کسری درآمد معمولا مالیاتها را افزایش می دهد که خود باعث تشدید رکود می شود. در هنگام افزایش قیمت نفت هم عکس این داستان رخ می دهد و دولت تورم را تشدید می کند. اضافه کنید به این داستان، داستان بیماری هلندی را. بخش عمده این مشکل به وسیله ایجاد ذخیره ارزی قابل حل است به شرطی که ذخیره ارزی قابل توجه باشد. دولت می تواند از ذخیره ارزی در زمان کاهش قیمت نفت و یا در زمان رکود اقتصادی استفاده کند و یا در زمان افزایش قیمت نفت پول اضافی را ذخیره کند نه برای روز مبادا بلکه برای جلوگیری از تورم و بیماری هلندی. ذخیره ارزی باید ابزاری باشد برای کنترل نوسانات اقتصادی که در ایران بسیار شدیدند و بسیار مضر. ووو


ه‍.ش. ۱۳۸۶ دی ۸, شنبه

ذخیره ارزی ایران کجاست-1

هفته گذشته در خبرها آمده بود که طهماسب مظاهری گفته است که ذخیره ارزی ایران 8 میلیارد دلار است مقایسه این آمار با ذخائر ارزی دیگر کشورها جالب است. چین بالاترین ه ذخیره ارزی دنیا را دارد. 1612 میلیارد دلارذخیره ارزی چین است که بسیار بیش از صادرات نفت ما نفت وارد می کند. ژاپن با 955 میلیارد دلارذخیره ارزی دوم است و بیش از دو برابر صادرات نفت ما نفت وارد می کند. رتبه سوم که مرا بیش از همه متعجب کرده روسیه است با 464 میلیارد دلارذخیره ارزی که بیش از ذخیره ارزی تمام اروپای غربی است. ذخیره ارزی مهمترین فاکتور تعیین قدرت اقتصادی نیست اما اینکه ایران با این همه درآمد ارزی و با این همه نوسانات مختلف در اقتصاد فقط 8 میلیارد دلارذخیره ارزی دارد تعجب دارد. اینکه این همه در مصرف آخرین دلار بدست آمده از فروش نفت عجله داریم تعجب دارد. اینکه از مصرف این همه پول چه سرمایه ای برای نسل آینده اندوخته ایم سوال بی جواب است. همیشه فرصت برای مصرف پولی که ذخیره کرده اید هست اما پولی که مصرف کرده اید قابل بازگشت نیست. ذخیره ارزی را افزایش دهید.و

ه‍.ش. ۱۳۸۶ دی ۳, دوشنبه

ه‍.ش. ۱۳۸۶ دی ۱, شنبه

بانک مرکزی و احمدی نژاد

آلن گرینسپن را اقتصاد خوانده ها به خوبی می شناسند. این مرد به مدت بیش از 18 سال از سال 1987 تا سال 2006 رئیس فدرال رزرو (بانک مرکزی)امریکا بود. وظیفه فدرال رزرو عبارتست از کنترل حجم پول عمدتا از طریق کنترل نرخ بهره به منظور پایدار کردن اقتصاد. گرینسپن تا زمانی که رئیس فدرال رزرو بود با هیچ رسانه ای مصاحبه نکرد و فقط به رئیس جمهور و کنگره گزارش میداد و البته نه رئیس جمهور و نه کنگره در تعیین سیاستهای پولی مداخله ای ندارند. اخیرا و بعد از آنی که از فدرال رزرو بیرون رفت کتابی نوشته است به نام
the age of turbulence

که نمی دانم آیا به فارسی ترجمه شده است یا نه. خودش می گوید که 80 % کتاب را در وان حمام نوشته و برای آن 8 میلیون دلار پول پیش گرفته است. گرینسپن مصاحبه های متعددی برای معرفی کتاب خود با رسانه های امریکا داشت که من بسیاری از آنها را دیده ام. در یکی از این مصاحبه ها جمله ای گفت که به نظر من با فهمیدن این جمله می توان رفتار احمدی نژاد با بانک مرکزی در ایران را فهمید و آن جمله این بود که: " در تمام مدت کار من در فدرال رزرو در این مدت بیش از 18 سال، من حتی یک نامه، حتی یک نامه از کسی در داخل کنگره یا کاخ سفید نگرفتم که در آن نامه آن فرد از من تقاضا کرده باشد که نرخ بهره را بالا ببرم." که البته سیاست کاهش مداوم نرخ بهره نمی تواند سیاست پولی تلقی شود و فدرال رزرو امریکا نرخ بهره را در واکنش به داده های تورم و نرخ رشد تعیین می کند و نه درخواست آقایان. نتیجه اینکه

ما رفتار احمدی نژاد را بفهمیم
احمدی نژاد بفهمد که درخواست وی برای کاهش نرخ بهره لزوما به نفع اقتصاد نیست. تجربه دو سال گذشته مؤید این حرف است
و مهمتر از همه لزوم استقلال بانک مرکزی از دولت و نهادهای دیگر است

ه‍.ش. ۱۳۸۶ آذر ۲۹, پنجشنبه

اهمیت آموزش

در باره نوشته دیروز من که در آن گفته ام " مادامی که حتی یک دانش آموز در سن تحصیل به هر دلیلی در مدرسه مشغول تحصیل نیست سوال "چگونه پول نفت را مصرف کنیم؟" سوال بی موردی است" فرشاد عزیز منت نهاده و نظر داده که "بهتر نیست به جای بحث احساسی "مادامی که حتی یک نفر..." بحث هزینه و منفعت حاشیه ای تحصیل کودکان را مطرح کرد؟" و من بر خلاف عادت معمول که با نظرات او موافقم با این نظر او به دلایل زیر موافق نیستم:

به نظر من بحث هزینه و منفعت حاشیه ای اصولا در مورد تحصیل کودکان نباید استفاده شود. در مورد تحصیلات دانشگاهی بله ولی در مورد تحصیل در مقطع ابتدائی تا دبیرستان خیر. توجه کنید که در کشورهای دیگر تحصیل اجباری است. مثلا در امریکا طبق قانون همه افراد تا 16 سالگی باید در مدرسه باشند. بحث هزینه و منفعت اصلا مطرح نیست. در ایران تا آنجا که من می دانم قانون اساسی دولت را موظف کرده است تا امکانات تحصیل تا مقطع دبیرستان را به صورت مجانی فراهم کند که این به معنی اجبار والدین به فرستادن فرزندان به مدرسه نیست. به نظر من قرن جدید الزامات خود را دارد و یکی از این الزامات موظف کردن والدین به فرستادن فرزندان خود برای تحصیل حد اقل تا مقطع دبیرستان است. حتی اگر از دید هزینه و فایده به این موضوع نگاه کنیم: هزینه ای که کودک برای تحصیل می پردازد چه تناسبی با تمام منفعتی دارد که در تمام عمر او را حاصل خواهد شد؟ هزینه برای والدین هم با توجه به آنکه قانون کار کودک را منع کرده باید ناچیز باشد. فرستادن کودک به مدرسه ما را مطمئن خواهد کرد که کودک به جای مدرسه به اجبار پشت دار قالی نمی نشیند یا در مزرعه به بیگاری مشغول نیست. پولی را هم که دولت بابت آموزش هزینه می کند اگر با پولی که کشورهای توسعه یافته هزینه می کنند مقایسه کنید بسیار ناچیز است. نکته دیگر آنکه بزرگترین منفعت آموزش و تحصیل از اثرات جانبی آن حاصل می شود. تحصیل مترادف است با جنایت کمتر و مترادف است با احتمال کارآفرینی و اشتغال بیشتر و احتمال فقر کمتر. یادم می آید که مردم در سوئیس در چند سال پیش مرگ آخرین بی سواد را در کشورشان جشن گرفتند با وجود صدها هزار ترک تحصیل سالانه در مقطع ابتدائی در ایران و دولتی که کمترین توجهی به این بحران ندارد، به عمر من و شما و شاید بچه های ما کفاف نخواهد داد که چنین جشنی در ایران بر پا کنیم.

ه‍.ش. ۱۳۸۶ آذر ۲۸, چهارشنبه

چگونه پول نفت را مصرف کنیم-1

  • اولا درآمد نفتی کشور در سالهای اخیر و در مقایسه با سالهای قبل افزایش شدیدی داشته است و سوالی که پیش می آید آن است که اولویت مصرف درآمدهای نفتی در چیست.
  • ثانیا نفت در ایران سرمایه ای زیر زمینی است که لازم است به سرمایه ای روی زمینی و ماندگار تبدیل شود. نفت نمی تواند بیش از چند دهه دیگر به عنوان اولین منبع در آمد در ایران مطرح باشد و همین سطح مصرفی که چندان هم بالا نیست نمی تواند بدون نفت دوام آورد مگر آنکه در این فرصت باقیمانده آن سرمایه زیرزمینی به سرمایه پایدار دیگری تبدیل شود.
  • ثالثا بزرگترین سرمایه یک کشور چیزی نیست مگر سرمایه انسانی آن کشور. ژاپن و کره شاهد بارز این نکته اند. سرمایه دیگری جز سرمایه انسانی ندارند. بهترین روش تبدیل نفت به سرمایه ای پایدار تبدیل آن به سرمایه انسانی است.
  • رابعا در خبرهای دیروز آمده بود که "حدود ۱۱۵ هزار دانش آموز مقطع ابتدایی امسال بعد از ثبت نام، ترک تحصیل کرده اند" نتیجه ای که می خواهم بگیرم بسیار ساده است: مادامی که حتی یک دانش آموز در سن تحصیل به هر دلیلی در مدرسه مشغول تحصیل نیست سوال "چگونه پول نفت را مصرف کنیم" سوال بی موردی است.

ه‍.ش. ۱۳۸۶ آذر ۲۶, دوشنبه

دولت احمدی نژاد واقعا نیاز به کارشناس دارد

دیشب آقای احمدی نژاد در تلویزیون درباره تورم صحبت می کرد و جمله زیر یکی از جملات وی درباره علل تورم است. به نقل از ایسنا:
احمدي‌نژاد گفت:« دو دسته از عوامل جديد باعث افزايش تورم شدند؛ يك دسته عوامل خارجي هستند كه ما از يك طرف شاهد افزايش قيمت نفت هستيم كه اين افزايش قيمت نفت ممكن است كه درآمد ملي ما را افزايش داده باشد ولي اين افزايش قيمت نفت باعث افزايش قيمت كالاها در سطح جهاني شده است و شما نيز مي‌دانيد كه درآمد ما متكي به واردات است و كالاهاي وارداتي ما تورم ‌١٦ درصدي داشته‌اند. واردات ما در ‌٨ ماه اخير نسبت به سال قبل از نظر وزني ‌٥/٣ درصد كاهش پيدا كرده ولي از نظر ارزشي ‌١٢ درصد افزايش داشته است. يعني ‌١٦ درصد بر قيمت كالاهاي وارداتي افزوده شده است
به جمله آخر و نحوه محاسبه تورم وارداتی توجه کنید. واقعا روش جدیدی است.
در مورد کل گفتگو هم اگر نظر کارشناسان دولت همین هاست که احمدی نژاد گفت در سالهای آینده هم شاهد تورم خواهیم بود. تنها پیشنهادی که می توانم به احمدی نژاد بکنم آن است که کارشناسانت را عوض کن.

ه‍.ش. ۱۳۸۶ آذر ۲۵, یکشنبه

چگونه پول نفت را نفله کنیم

عربستان سعودی در سال 2006 حدود 207 میلیارد دلار صادرات داشته و حدود 65 میلیارد دلارواردات. در حقیقت فقط صادرات آن کشور جهش بزرگی داشته و وارداتش به آن نسبت افزایش نداشته است. فکر می کنید با این همه مازاد چه می کند؟ خریدن جی ئی پلاستیک به قیمت بیش از 10 میلیارد دلار یکی از این کارهاست. آنهائی که با بازارهای مالی هم سر کار دارند می دانند که مازاد تراز بازرگانی کشورهای نفتی خلیج ,روسیه و چین به شدت آن بازارها را متاثر کرده اند. سوال آنجاست که ما با اضافه درآمد نفت چه می کنیم و چه باید بکنیم؟ قصد من آن است که در یک سری یادداشت در این وبلاگ تحت عنوان "چگونه پول نفت را نفله کنیم" درباره این موضوع بنویسم

ه‍.ش. ۱۳۸۶ آذر ۲۲, پنجشنبه

در باب عدالت

چرا بحث عدالت در ایران بحث داغی شده این روزها؟ دلیلش افزایش قیمت نفت و ثروت ناشی ازاون هست. مردم میدانند که ثروت آنها اضافه شده ولی سفره هاشون رنگین تر نشده. چطور می شه مشکل توزیع ناعادلانه درآمدهای نفتی را ندید؟ در مواقعی مثل این مردم چپ می شوند. آن پلاکاردهای قرمزهم که گاهی این روزها در دانشگاه تهران می بینیم یکی از نشانه های قوت گرفتن افکار چپی در ایران هست. دولت احمدی نژاد هم که با شعار توزیع عادلانه و بردن پول نفت بر سر سفره مردم بر سر کار آمد این روزها خوب فهمیده که توزیع آنقدرها هم آسان نیست. مشکل این شعارها و اون افکار چپی هم این هست که از نظر آنها عدالت یعنی یکسان بودن محتوای داخل معده ها. درصورتی که عدالت ایجاد فرصتهای برابر برای مغزهاست. عدالت گرفتن پول از ثروتمند و توزیع آن بین فقرا نیست. عدالت ایجاد فرصت یکسان تکاثر ثروت برای همه افراد جامعه است. ایجاد فرصت یکسان برای کارفرما شدن نه نشستن بر سر گنج دیگران و بخشیدن چون حاتم

ه‍.ش. ۱۳۸۶ آذر ۲۰, سه‌شنبه

خودکفائی در تولید گندم دیری نخواهد پائید.


قیمت جهانی گندم اخیرأ افزایش خیلی زیادی داشته به طوری که قیمت از 150 دلاربر هر تن در سال 2005 به 350 دلار در ماه اخیر افزایش پیدا کرده. در داخل اما قیمت تضمینی گندم هر کیلو 2250 ریال تعیین شده که اولا با قیمت سالهای قبل چندان تفاوت ندارد و ثانیا منعکس کننده تغییرات قیمتی در جهان نیست. خودکفائی در تولید گندم هم چند سال پیش بعد از افزایش قیمت تضمینی گندم به سطح جهانی آن حاصل شد. حالا هم دولت و به دلایل زیر باید قیمت تضمینی گندم را به سطحی برساند که منعکس کننده تغییرات قیمتی در جهان باشد. پیشنهاد من قیمت تضمینی گندم هر کیلو 3500 ریال است.

1- اگر دولت حق کشاورز را پرداخت نکند کشاورزان به تدریج کشت های دیگر را جایگزین گندم می کنند. توجه کنید که قیمت کشتهای دیگر متناسب با تورم افزایش پیدا می کند در صورتی که قیمت گندم بسته به تصمیم دولت است.
2- ممکن است گفته شود که افزایش قیمت تضمینی گندم باعث افزایش یارانه دولتی می شود که درست است. اما توجه به این نکته لازم است که قیمت تضمینی گندم هر کیلو 2250 ریال در حقیقت نوعی یارانه به مصرف کننده ولی از جیب کشاورز است که خود با توجه به آنکه کشاورزان نوعا از اقشار کم در آمدتر جامعه اند از بزرگترین بی عدالتی هاست.
3-چرا باید کشاورز اروپائی و امریکائی علاوه بر آنکه قیمت کالای خود را دریافت می کند از دولت خود یارانه هم دریافت کند اما دولت ایران از جیب کشاورز یارانه کالای کشاورزی به مصرف کننده پرداخت کند؟