ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۳۱, دوشنبه

اجرای قانون یارانه ها: هر چه دیرتر، سخت تر

به نظر می رسد که دولت به لجستیک قانون یارانه ها به خوبی فکر نکرده بوده است. به همین دلیل است که اجرای قانون یارانه ها هنوز آغاز نشده است. تا اینجای سال تنها چیزی که دولت نشان داده که به آن اهمیت بسیار می داده این است که بودجه قانون یارانه ها به جای 25 هزار میلیارد تومان، 40 هزار میلیارد تومان باشد. اما یادمان باشد که قرار است این 40 هزار میلیارد تومان، در نهایت، از افزایش قیمت اقلام یارانه ای تامین شود. که این ما را می رساند به یک حساب ساده: تامین این 40 هزار میلیارد تومان هر چه زمان می گذرد دشوارتر می شود. مثلا این دو سناریو را در نظر بگیرید. سناریوی اول: دولت این 40 هزار میلیارد تومان را در طول شش ماهه دوم سال و از مابه التفاوت قیمت کالاهای اساسی تامین کند. سناریوی دوم: دولت این 40 هزار میلیارد تومان را در طول سال و از مابه التفاوت قیمت کالاهای اساسی تامین می کرد که نکرده است. حساب سرانگشتی این است که برای تامین این پول دولت می بایست در سناریوی اول قیمت کالاها را دو برابر سناریوی دوم افزایش دهد. مگر اینکه 40 هزار تومان تامین نشود، یا پول از جای دیگر بیاید، یا رابطه ای بین پول توزیعی و درآمد حاصل از افزایش یارانه ها نباشد و ....
این حساب سرانگشتی ما را به این نتیجه می رساند که احتمالا دولت به میزان کل پول یارانه ها اهمیت بیشتری می داده است تا مسائل مهمتری مانند اصلاح قیمت کالاهای یارانه ای. به این معنی که دولت به جنبه توزیعی این قانون بیشتر اهمیت می دهد تا جنبه اصلاحی آن. به عبارت دیگر، دولت می خواسته پولی توزیع کند، این پول از جای دیگر تامین نمی شده است، گران کردن کالاهای یارانه ای منبع تامین پول شده است و نه برعکس.
شاید بگویید که نیت دولت در نتیجه تاثیری نخواهد گذاشت. اما به نظر من نتیجه این نیت آن است که اصلاح قیمت ها به روش درستی انجام نخواهد شد.
پ. ن. وقت نیست بعدا بیشتر در این باره می نویسم.



۱۰ نظر:

مش دونالد گفت...

چرا وقت نیست؟ موضوع اینا مهمتر؟ ببخشید پس شما اقتصادی ها دارید چی کار میکنید؟ تحلیل اقتصاد خارجی ها رو هم که نمی کنید. داخل هم که وقت ندارید. پس دارید چی کار می کنید؟

پژمان گفت...

متن جالب و کوتاه و مستفیمی بود. خوشمان آمد. ولی از همون اول که من همیشه همینجا میگفتم که بابا اصولا خیری در این ماجرا نیست و تورم شدیدا افزایش می یابد ولی شما نظرتان بر این بود که اگر خوب انجام بشود ممکن است خوب باشدو...
حالا یک سوال برای افزایش فهم افتصادی خود. فرض کنیم دولت تعدادی از کالاهای ضروری را از طریق سوبسید ارزان ارایه کند. مثل برق، گاز، بنزین، نان و ...در نتیجه کلا قیمتها در داخل ارزان بشود که همینطور بود بدین طریق کارگر هم ارزان میشود و راه برای تشویق سرمایه گزاری خارجی تسهیل می شود و سرمایه گذار داخلی تشویق می شود و کالای خارجی به علت ارزانی کالای داخلی قدرت رقابت پیدا نمیکند و ... آیا این یکی از مزایای سوبسید نیست؟ و به شکل عکس آیا حذف یارانه ها منجر به بیکاری و ورشکستگی صنایع داخلی نمیشود؟ ممنون می شوم اگر نطرتون رو در این مورد توضیح بدید

حجت قندی گفت...

مش دونالد عزیز:
شرمنده، ولی گرفتاری زن و بجه و این حرفها;)

حجت قندی گفت...

پژمان خان:
اگر استدلال شما درست باشه اونوقت چرا قیمت رو صفر نکنیم؟ اونوقت همه اون چیزهایی که شما می گین بیشتر اتفاق می افته. نه؟
مسئله اینه که هر کالایی که یه نفر می خره باید پولش رو خودش بدین. کالایی که سوبسید داره معنی اش اینه که یکی دیگه پولش رو می ده.

حجت قندی گفت...

البته یه مسئله این بود. مسائل دیگه هم هست.

پژمان گفت...

جناب قندی
امیدوارم از سوال من ناراحت نشده باشید. چون من این وبلاگ شما رو جای مناسبی برای یاد گرفتن میدونم واسه همین سوال پرسیدم.
ببینید. من یک مثال عینی می زنم. اگر با سوبسید قیمتها پایین باشه در این صورت با ارزون شدن کارگر ما میتونیم مثل چین باشیم. هر چند دولت داره به قول شما پول خیلی چیزا رو میده و پول نفت رو حروم میکنه ولی اگر این کارو نکنه چی کار می خواد بکنه؟ مثلا اگر اینجا همه چی ارزون یاشه یک کمپانی خارجی می تونه بیاد و در ایران اتوموبیل تولید کنه و این یعنی اشتغال و ... حالا اگر دولت این کار رو نکنه، آیا دولت میتونه کارخونه تولید اتوموبیلی احداث کنه که قابلیت رقابت در بازار جهانی داشته باشه؟ ولی اصولا دولت قراره این پول رو صرف توسعه زیر ساختها کنه، حالا این یعنی اگر ما جاده، برق، آب ، مدرسه و ... خوب داشته باشیم مشکلات اقتصاد ما حل میشه؟ کی تولید میکنه؟ کی اشتغال ایجاد میکنه؟ حالا بگذریم که دولت ایران حتی قرار هم نیست این کار ها رو بکنه. به یاد داشته باشیم که کشور های غربی که تولیداتشون رو آوت سورس کردند راه های در آمد بهتری دارن. اونها تکنولوژی رو دارند، برند دارندو... ولی ما که این گزینه ها رو نداریم در اقتصاد جهان یا باید معدنچی باشیم(که الان هستیم) یا کارگر.

حجت قندی گفت...

آقا پژمان:
ببخشید که نوشته ام این احساس رو به جا گذاشت که من از سوال شما ناراحتم. مباد همچو چیزی.
مشکل سرمایه گذاری در داخل ایران مشکل دیگه ای است. من بعید می دونم اگه حتی دولت ایران بگه من مزد کارگرت رو می دم، شرکتی مثل اینتل بیاد در ایران سرمایه گذاری کنه. و در مقابل نگاه کنید به همین امریکا. مزد کارگر در امریکا ارزون نیست. ولی شرکت تویوتا اینجا ماشین می سازه. شرکت هوندا همینطور. و هزاران شرکت خارجی دیگه در اینجا شعبه دارند و تولید می کنند.
ثانیا: مزد کارگر رو دولت ایران سوای همه اینکه سوبسید می ده یا نه تعیین می کنه.
من نمی گم اگه سوبسید بدین این باعث جذب سرمایه گذاری نمی شه. ولی چرا مستقیم پول رو به شرکت خارجی که می یاد سرمایه گذاری کنه ندین؟ چرا سوبسید انقدر غیر مستقیم باشه؟

مهدی گفت...

یادمه وقتی از جلسه امتحان برمیگشتیم یه عده می گفتند خیلی گلاب بود!
اینها یا خیلی کار درست بودند یا خیلی شوت!
دولت همه چیز رو خیلی ساده در نظر میگیره.تجربه هم ثابت کرده که عملکردش شبیه گزینه اولی نیست...نتیجه اینکه از این طرح در نهایت شیر بی یال و اشکم و کوپالی باقی خواهد موند که دردی از اقتصاد دوا نخواهد کرد.
من تقریبا یقین دارم هرگز این طرح بطور کامل اجرا نخواهد شد.

رضا شهسوار گفت...

سلام آقاي دكتر
وقت بخير .
البته يك مورد رو دقت كنيد اين هست كه ابتدا قرار بود قيمتها به اندازه اي افزايش پيدا كنند كه 20 هزار ميليارد تومان در طول يك سال تامين شود . ولي آقاي احمدي نژاد عليرغم تصويب مجلس اين موضوع را نپذيرفت . استدلال وي اين بود كه مبلغ 20 هزارتا كم است و مجلس بايستي مبلغ 40 هزارتا را تصويب كند كه البته مجلس چنين موضوعي را نپذيرفت . از طرفي احمدي نژاد هم با زيرپا گذاشتن مصوبه قانوني مجلس اجراي قانون را به نيمه دوم سال موكول كرد . به عبارتي به نظر اصلي خود رسيد تا حدودي دست پيدا كرد . يعني 20 هزار تا در شش ماه معادل است با 40 هزارتا در يكسال .
سوال اساسي اينجاست آيا كسب اين درآمد از طريق افزايش قيمتها طي شش ماه امكانپذير است ؟
جواب خود من اين هست كه چنين امري در مدت زمان كوتاه به دليل كاهش تقاضاي جامعه بسيار سخت و ناممكن است ولي دولت پولهايي را از جاهاي ديگري برداشت كرده و به منظور جلوگيري از ناآراميها و اعتراضات تا مدتي بين مردم پخش مي كند كه البته اين موضوع بيشتر از يكي دو سال نخواهد بود . نمونه اين مورد در واگذاري سهام عدالت و پرداخت سود مربوط به آن بود كه به صورت نامنظم چند سري سود پرداخت شد و به مرور زمان ديگر خبري از پرداخت سود و جزييات آن منتشر نشد .

fadayemam گفت...

سلام بر اساس امر بانک مرکزی نرخ تورّم به بیشتر از ۲۰ درصد رسیده. این یعنی حقوق‌ها باید ۲۰ درصد بیشتر بشوند. همه میگویند بسیجیها بهترین حقوق و مزایا را دارند. ما که ندیدیم. نون برای ما هم گران شده. همه چیز برای ما هم گران شده. در یک بلاگ خواندم که ماها بهترین حقوق هارا میگیریم و نرخ تورّم به ما اثر نخواهد داشت.والله به امام قسم اگر این واقعیت داشته باشد.فقط همین را می‌خواستم بگویم.