۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه

واقعیات جدید، اخلاق جدید و انفلوآنزای خوکی

نکته اول:
در اخلاق سنتی و مذهبی ما، دست دادن و روبوسی کردن جایگاه ویژه ای دارد. دست ندادن هم گاهی بداخلاقی محسوب می شود. دست دادن منافعی دارد که از آن جمله تقویت روابط فرد با دیگران است. ... و هزینه هم دارد که از آن جمله احتمال سرایت بیماری مانند آنفلوآنزای خوکی است.
نکته دوم:
دو جامعه زیر را در نظر بگیرید: یکی جامعه سنتی ایزوله، شبیه یک شهر کم جمعیت یا یک روستا در زمانهای قبل از اختراع روش های جدید حمل و نقل. فاصله زمانی این جوامع بسیار زیاد بوده است. و دیگری جامعه مدرن امروزی، که در آن فاصله زمانی شهرها بسیار کم است. فاصله مکه تا هر شهر ایران فقط چند ساعت است.
ادعای من این است که، در یک جامعه سنتی ایزوله، هزینه دست دادن بسیار پائین بوده است. فرض کنید که شخصی، که از شخص دیگری ویروس انفلوآنزای خوکی را گرفته، سفرش را از شهر ری شروع می کرده، قبل از اینکه این شخص به دمشق برسد یا می مرده است و یا اینکه دوره بیماریش را قبل از اتمام سفر طی می کرده و احتمال سرایت ویروس بسیار کم می شده است. کم شدن فاصله زمانی شهرها نه تنها باعث افزایش سرعت انتقال بیماری ها شده، بلکه احتمال گسترش بیماری را هم بسیار بالا می برد. به همین دلیل، هزینه رفتاری مانند دست دادن (یا به قولی مصافحه) و روبوسی کردن بسیار بالا می رود.
نکته سوم:
طبق اعلام وزارت بهداشت، در صورتی که انفلوانزای خوکی به اپیدمی تبدیل شود، تعداد 10 تا 24 میلیون نفر در ایران به آن مبتلا خواهند شد، بین 500 هزار تا یک میلیون و دویست هزار نفر بستری شوند، و صد تا 250 هزار نفر هم جانشان را از دست بدهند. یادآوری 1: فصل سرماخوردگی شروع نشده است، با شروع فصل سرماخوردگی تعداد موارد انفلوآنزای خوکی به شدت افزایش خواهد یافت. یادآوری 2: تعداد شهدای جنگ ایران و عراق 250 هزار نفر بوده است.
نکته چهارم:
مکه و مدینه به مرکز انتشار بیماری های مختلف تبدیل شده اند. تقریبا هر کسی از دوستان من که در این یکی دو سال گذشته به سفر حج رفته است بیمار برگشته است. بیماری اکثرشان هم انفلوآنزاست. اصطلاحی هم بین مردم شایع شده است که به کسی که سرماخورده برمی گردد به شوخی می گویند که حج تو قبول شده است. بیشتر کسانی
هم که در ایران به انفلوآنزای خوکی مبتلا شده اند از کسانی هستند که به حج رفته اند. عادت مردم ما هم این است که به دیدار حج رفته می روند و دست می دهند و روبوسی می کنند.

جمع نکات ذکر شده در بالا ما را به این نکته آخر می رساند که: دست دادن و روبوسی کردن که در گذشته و به حق امری اخلاقی شمرده می شده است، می تواند امری کاملا ضد اخلاق باشد. معیار ضد اخلاقی بودن آن هم هزینه بسیار بالای آن برای جامعه است.


۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

TED با زیر نویس فارسی

وقتی در تنهایی می خواهم لذت ببرم سری به TED می زنم. اگر اولین بارتان است که به این سایت سر می زنید، ابتدا به ویدئوهایی سر بزنید که دیگران توصیه کرده اند. خبر خوب برای آنهایی که انگلیسی شان خوب نیست این است که زیر نویس فارسی به بعضی از ویدئو ها اضافه شده است که ویدئوهای با زیرنویس فارسی را اینجا می توانید پیدا کنید.

۱۳۸۸ تیر ۵, جمعه

پیامدهای اقتصادی وقایع اخیر

من دارم به پیامدهای اقتصادی وقایع اخیر در ایران فکر می کنم ولی به هیچ نتیجه خیلی خوبی نرسیده ام . ایده خوبی دارید؟

۱۳۸۸ خرداد ۱۴, پنجشنبه

مناظره موسوی و احمدی نژاد و حقوق شهروندی

مناظره دیشب بین کاندیداهای ریاست جمهوری بسیار جالب و عجیب بود. استراتژی احمدی نژاد در به اصطلاح افشاگری به این دلیل که به روحیه و ذهنیت دائی جان ناپلئونی ایرانیان خوش می آید جالب بود. قسمت عجیب مناظره هم همین به اصطلاح افشاگری و نام بردن از هاشمی و خاتمی و تعداد زیاد دیگری از افراد به عنوان عوامل اشرافیت و فساد. عجیب ترین قسمت ولی آن قسمتی بود که احمدی نژاد پرونده خانم موسوی ( با عکس) را در دست گرفته بود و آن را به موسوی و مردم نشان می داد. این اقدام احمدی نژاد سوالات زیادی را برمی انگیزد. از جمله اینکه: مرز حریم خصوصی مردم در ایران کجاست؟ آیا یک رئیس جمهور یا شخصی دیگر می تواند برای مقاصد سیاسی به پرونده اشخاص در استخدام دولت دسترسی داشته باشد یا نه؟ آیا یک شخص (مخصوصا فرد دولتی) می تواند بدون محکومیت افراد در دادگاه آنها را متهم به مثلا فساد کند یا نه؟ حقوق افرادی که به حریم خصوصی آنها بدین گونه تعرض شده است چیست؟ آیا دسترسی به پرونده کسانی که در استخدام دولتند باید عمومی باشد؟...
برای اینکه مسئله روشن تر شود چند نمونه از مسائل مربوط به حریم خصوصی در امریکا را مثال می زنم.
نمونه اول: اگر وقایع امریکا را از نزدیک دنبال می کنید شاید به خاطر می آورید که بعد از حملات 11 سپتامبر 2001، در امریکا تعدادی نامه محتوی پودر میکروب سیاه زخم به کنگره امریکا و خبرگزاری های مختلف فرستاده شد که تلفاتی (پنج نفر)هم داشت. دادگستری امریکا در آن زمان شخصی به نام استیون هاتفیل را به عنوان مظنون اصلی معرفی کرد. اتهام این شخص هیچ وقت ثابت نشد و این شخص به اصطلاح ادعای حیثیت کرد و به دادگاه شکایت برد که حریم خصوصی او با این اتهامات نقض شده است. دادگاه در نهایت دولت امریکا را موظف به پرداخت 5.8 میلیون دلار خسارت به این فرد کرد. همین شخص در شکایت مشابهی، موفق به دریافت خسارت از روزنامه نیویورک تایمز نشد.
نمونه دوم: حدود سه ماه پیش، من برای پرداخت هزینه های جانبی تحصیلی و درمان خانمم به دانشگاه ویرجینیا تک رفتم. به خانم منشی گفتم که آیا می توانم بدهی های خانمم را بپردازم که جواب مثبت بود. از او پرسیدم که مبلغ بدهی چقدر است؟ جواب داد که به علت اینکه قسمتی از بدهی هزینه های درمانی است این عدد جزء حریم خصوصی محسوب می شود و او نمی تواند (به دلیل اینکه خانم من این اجازه را به آنها نداده است) مبلغ را به من بگوید. من به خانم خود زنگ زدم و او با نگاه به فایل اینترنتی خود مبلغ را به من گفت، من هم مبلغ را پرداخت کردم.
مورد سوم: من نمی توانم از همکاران خود حقوقشان را بپرسم. قواعد دانشگاه (که خصوصی است) مرا از این امر منع می کند. اما من و شما در هر کجای دنیا که باشید می توانیم که به حقوق تمام افرادی که برای مثلا ایالت ویرجینیا کار می کنند دسترسی داشته باشیم. مثلا حقوق اساتید دانشگاه ویرجینیا تک بر روی اینترنت منتشر می شود. دلیلش این است که این دانشگاه از ایالت پول می گیرد. من فکر می کنم که حقوق دریافتی تمامی مستخدمین دولت در ایران هم باید منتشر شود این حق مردم است که بدانند چه کسی و به چه مقدار پول آنها را دریافت می کند.
مورد دیگر داستان معروف والری پلیم است که به واسطه آن بوش و چنی و دستیارانش به دردسر افتادند.
البته درغرب افشاگری هم صورت می گیرد. این نیست که زندگی مربوط به یک سیاست مدار به عنوان مثال زندگی خیلی خصوصی تلقی شود.
به نظر من وقت آن است که بحث مربوط به مسائل حریم خصوصی و آبروی افراد در ایران باز شود.
پ.ن. به نظر من همه تصمیمشان را درباره اینکه به چه کسی رای خواهند داد گرفته اند. بحث مستقیم درباره کاندیداها را هم چندان مفید نمی دانم. بهتر است که از این فرصت برای آموزش خود استفاده کنیم تا هر چیز دیگری.