ه‍.ش. ۱۳۸۸ تیر ۵, جمعه

پیامدهای اقتصادی وقایع اخیر

من دارم به پیامدهای اقتصادی وقایع اخیر در ایران فکر می کنم ولی به هیچ نتیجه خیلی خوبی نرسیده ام . ایده خوبی دارید؟

۹ نظر:

مازیار گفت...

سرمایه میلیتاریستی هر چه بیشتر قدرت انحصاری پیدا می کنه در اقتصاد. سعی می کنه برنامه های آزادسازی رو مثل دولت کودتاچی پینوشه به اجرا در بیاره. اما توان سیاسی برای سازماندهی و مدیریت نداره و مدام ناچاره زور عریان رو بکشه وسط. آخرش هم که: بــــوم!

ناشناس گفت...

شاید بهتر باشه بگیم که وقایع اخیر پیامد مسایل اقتصادی است. زمانی که درآمدهای نفتی به ارقام بی سابقه ای میرسه دولت بقول معروف پررو میشه و طلبکار مردم. این پولهایی که میگن گم شده و به خزانه نرفته پولهای نفتیه که معلوم نیست چی شده و مقامات هم در جریان هستن. تا وقتی این درآمد بالای نفتی هست نیازی به طبقه متوسط نیست چراکه کار و تولید تعطیله و دولت کارش میشه پخش درآمد نفتی. برای همین هم تف کردن تو صورت طبقه متوسط. حالا قیمت نفت بیاد پایین طبقه متوسط عزیز میشه.

حجت قندی گفت...

مازیار:
پشت آزادسازی در شیلی، کسانی مثل فریدمن بودند. گرچه پینوشه یک دیکتاتور مطلق بود ولی کارهای آزادسازی منجر به این شد که شیلی بهترین اقتصاد امریکای لاتین را داشته باشد. بعید می دانم دول ایران تا این حد باهوش باشند. ولی نکته اولت را قبول دارم.

حجت قندی گفت...

ناشناس:
درباره آینده چی؟

ناشناس گفت...

i do not agree to comparing the situation to Chile. Structural difference: Oil, cultural difference: Pinochet actually believed in Chicago, these guys don't

www.voosooghmand.wordpress.com گفت...

خوب فکر کنم پیامدهای ان :
خروج بیشتر سرمایه های مالی و فکری
کاهش بیشتر بهره وری
جدا شدن کامل بدنه سرمایه دار و متوسط از دولت
فکر می کنم از مشهود ترین ها اینها باشه البته تا زمانی که نفت بالا هست دولت می تواند خیلی اهمیتی به این موضوعات ندهد .

Hapi گفت...

hello... hapi blogging... have a nice day! just visiting here....

دادشاه گفت...

سلام.
به نظر من شرایط اقتصادی دورۀ دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد بهتر از دورل اول خواهد بود. برای این دیدگاه دلایلی دارم که به اختصار توضیح می دهم:
1- تجربۀ دولتهای گذشته نشان می دهد که معمولاً دورۀ دوم فعالیت آنها از نظر اقتصادی موفق تر از دورۀ اول می باشد. این مو ضوع می تواند به دلایل مختلفی اتفاق افتد. دلایلی همانند تجربۀ مدیریتی بیشتر، جسارت و شهامت مدیریتی بالاتر و از همه مهمتر اقداماتی برای ماندگاری بیشتر در بلند مدت نه تأثیر گذاری برای رأی آوردن در دور بعد.
2- تجربۀ 4 سالۀ دورۀ اول باعث می شود در این دوره بسیاری از تصمیماتی که به اشتباه در دورۀ اول اتخاذ شد و هیچ ثمری نداشت و بسیاری از توان و وقت دولت را صرف پاسخگویی به آنها کرد، دیگر گرفته نشود. تصمیماتی همانند تغییر ساعت تابستانی و تغییر زمان شروع کار بانکها.
3- این تجربه باعث می شود همۀ مدیران ارشد دولت رفتارهای نابخردانۀ کمتری از خود نشان دهند. رفتارها و گفتارهایی همانند هالۀ نور، کشف انرژی هسته ای به وسیلۀ یک نوجوان در منزل، هولوکاست و ... .
4- تجربه نشان می دهد تقریباً بین قیمت نفت و رفتارها و سیاستهای اقتصادی عاقلانۀ دولت رابطه ای عکس برقرار است. باتوجه به کاهش قیمت نفت و رکود جهانی اقتصاد و پیش بینی این روند برای حداقل دو سال آینده به نظر می رسد در این دوره رفتارهای نابخردانۀ کمتری در عرصۀ اقتصاد شاهد باشیم. رفتارهایی همانند واردات بی رویۀ کالا برای تسکین مقطعی تورم و افزایش بی ضابطۀ دستمزدها و مزایای شاغلین و بازنشستگان.
5- به اعتقاد من نرخ تورم متوسط سالیانه در دورۀ دوم کمتر از دورۀ اول بوده و حتی می توان امید به تک رقمی شدن آن داشت. سه دلیلی که می توانم برای این پیش بینی مطرح کنم عبارتند از: الف) فهمیدن و درک کردن رابطۀ بین نقدینگی و تورم و پی بردن به حساسیت مردم و کارشناسان بر روی این متغیر اقتصادی به ویژه از جانب احمدی نژاد ب) کاهش درآمدهای نفتی و کاهش فروش ارز حاصل از این درآمدها به بانک مرکزی ج) احیای مجدد شورای پول و اعتبار، پس از انحلال آن در دورۀ گذشته.
6- در این دوره بسیاری از سیاستها و شعارهای عوامفریبانه و پوپولیستی به علت دیدن ثمرات آن در دورۀ گذشته نه بیان و نه اجرا خواهد شد. سیاستهایی همانند تحریک تقاضای مسکن با استفاده از وامهای اعطایی و تأکید بیش از حد بر طرح بنگاههای زود بازده.
7- بسیاری از سیاستهای مفید اقتصادی که به دلیل داشتن پشتوانۀ درآمدهای نفتی در دورۀ گذشته حالت انتخابی داشت در این دوره به شکل اجبار درخواهد آمد. سیاستهایی همانند مالیات بر ارزش افزوده و آزاد سازی قیمت سوخت.
8- به نظر می رسد در این دوره دولت تأکید بیشتری بر سیاست اجرای یارانه های نقدی داشته و با قدرت بیشتری برابر مجلس قرار گیرد. کمترین نتیجه اجرای این سیاست آزادسازی قیمتها و احیای مکانیسم قیمتی برای بسیاری از کالاهایی است که به صورت آشکار و نهان یارانه دریافت می کنند.
9- بسیاری از سیاستهای عمومی کشور، همانند پیگیری غنی سازی که در دورۀ اول به شکل یک شوک منفی بر اقتصاد کشور تأثیرگذار بودند، در این دوره دیگر آن تأثیر تکانه ای را نخواهند داشت و با توجه به میرا بودن شوکهای اقتصادی تأثیر به مراتب کمتری بر اقتصاد می گذارند.
10- معمولاً در دورۀ دوم، دولتها سیاستهای مفید اقتصادی که ریسک بیشتری نیز دارد را با جسارت بیشتری اجرا می کنند و دلیل آن نیز نترسیدن از رأی نیاوردن است. همانطور که در دور دوم دولت اقای خاتمی سیاست پر خطر یکسان سازی نرخ ارز اجرا شد به نظر می رسد در این دوره نیز سیاستهایی همانند هدفمند کردن یارانه ها، آزاد سازی قیمت سوخت و افزایش نرخ ارز مورد توجه دولتمردان قرار گیرد، همانگونه که در اظهاراتشان شنیده می شود.

این دلایل من برای خوشبینی به اوضاع اقتصادی در دورۀ دوم کار این دولت می باشد. هرچند شاید خیلی خوشبینانه به نظر برسد، ولی کمی خوشبینی در پس این فضای سراسر بدبینی به نظرم عاقلانه و منطقی است. در ضمن شاید بد نباشد برای جلوگیری از ظن بد بیان کنم که من به موسوی رأی داده ام و شدیداً به احمدی نژاد و بسیاری از رفتارهایش انتقاد دارم. دادشاه

حجت قندی گفت...

خیلی ممنون دادشاه:
نظراتت خیلی جالب بود. البته با اون قسمت که کاهش قیمت نفت را باعث کاهش تورم می داند موافق نیستم.