ه‍.ش. ۱۳۹۰ بهمن ۱۴, جمعه

"بین یک صخره و شیئی سخت گیر کرده ایم"

ایران سالهای سال است که مورد تحریم امریکا و کشورهای غربی بوده است. در چند سال اخیر این تحریمها شدید و شدیدتر شده اند. اما در این چند سال و تا همین اواخر، آنچه که در وقت اعمال تحریم می گفتند این بود که هدف تحریمها ملت ایران نیست بلکه هدف این است که "رفتار رژیم ایران تغییر کند". به اصطلاح اسم تحریم ها را تحریمهای هدفمند گذاشته بودند. با این تحریمهای جدید که اعمال شده، دیگر تعارف را کنار گذاشته اند. بر اساس آنچه گفته می شود "هدف از تحریمها این است که موج نارضایتی در ایران زیاد شود و مردم به دولت و رژیم فشار بیاورند تا رفتارش را عوض کند." به عبارت دیگر هدف این است که مردم ایران فشار کارد را بر استخوان خود لمس کنند. این است که از این تحریمها متنفرم. هدف زندگی مردم ایران شده است.

در این میان واکنش دولت به تحریمها هم فشار مضاعف بر مردم وارد می کند. اگر به عمق سیاستهای جدید دولت نگاه کنید می بینید که واکنشها گاهی عجیب و غریبند. مثلا دولت اصرار دارد که به شما ارز ارزان بدهد. اگر فرزندی در مالزی مشغول تحصیل است و پدر برای تامین مخارج فرزند به بازار برود و دلار 1800 تومانی بخرد، دولت او را قاچاقچی می داند. از طرفی اصرار دارد که به ما مراجعه بفرمایید تا دلار 1220 تومانی خدمتتان بدهیم. مردم را مجرم می کند و خودش را متعهد به تعهدی که برآوردش ممکن نیست. این است که ما مردم، به اصطلاح خارجی ها، "بین یک صخره و شیئی سخت گیر کرده ایم".

۸ نظر:

اژدهای سبز گفت...

در زبان فارسی هم اطلاح معادلش هست:گیر کردن اره در یک محل خاص!

حامد گفت...

به نظرم اين مردم نيستند كه بين صخره و شي سخت له شوند، سرانجام يكي از صخره يا شي سخت خواهد شكست. مي دانيد كه كدام را مي گويم؟

حجت قندی گفت...

حامد خان:

با تمام احترام به نظرتون، من این وسط فقط خودم و مردم رو می بینم که همیشه هزینه داده ایم. فکر می کنم در آینده قابل پیش بینی هم اوضاع همین باشه.

حجت قندی گفت...

به اژدهای سبز:

اون رو من نشنیده بودم:) به هر حال ممنون.

رضا گفت...

من در مالزی دانشجوی mba هستم.
حرف شما درست است...اما شاید واستون جالب باشه که با این داستان قیمت ارز، آنچه در واقعیت داره اتفاق میفته و ما به چشم میبینیم اینه که حجمی از بچه های ایرانی به ایران برگشتن و حجم عظیمی از دانشجویانی که هر ترم میومدن کم شده.
این بحث انشعابات گسترده ای میتونه داشته باشه اما یکیش اینه که 80 درصد این بچه ها سرباز هستن و بخاطر فرار از سربازی میومدن کشورهای خارجی تحصیل کنن...

حجت قندی گفت...

آقا رضا:
خیلی ممنون از اطلاعات کامنت. اینکه عده ای از دانشجویان مجبور به بازگشت می شوند جای تاسف دارد، به این دلیل که بالاخره سرمایه ای آنجا گذاشته اند و این سرمایه و عمر هدر می رود.

نیما گفت...

این خصیصه قدرت است . آمریکا یا ایران هیچ فرقی نمی کند. همانطوری که برتراند راسل در کتاب قدرت خود می گوید.
حقیقت این است که ما(مردم) همیشه مورد ظلم واقع می شویم. چه از طرف امریکا یا از طرف ایران. چون بحث اصلی، جنگ برای قدرت و پس از آن بقا است.
و طبیعی است که این وسط بیشترین هزینه را مردم پرداخت می کنند.
تنها راه، افزایش علم و آگاهی توده مردم در همه زمینه ها است. هر ملتی که درک و فهمش بالاتر باشد کمتر زیر باز زور و قدرت می رود و راحتتر زندگی می کند

Maryam گفت...

این تحریمها رو ایرانی‌های خارج از ایران هم دارن میچشن. ما تو امارات همه چیز برامون سخت تر شده، عملا همه زحمت رو ما میکشیم از کانسپت و برنامه ریزی تا اجرا ولی‌ برای برداشت و گسترش کار باید یک غیر ایرانی‌ (اروپایی‌ یا آمریکایی‌ بهترین پشتوانه برای قانونمند عمل کردن دولت امارات در مقابل سرمایه‌های ما هست.) به عنوان مدیر و شریک انتخاب کنیم و باهاشون قرارداد جانبی ببندیم....اینا تقصیر دولت ایرانه که در روابط بین المللی اینقدر ضعیف عمل میکنه ولی‌ تقصیر امارات(به عنوان مثل) هم هست. برای چی‌ فرد رو هدف قرار میدان؟ پس سازمان حقوق بشر به چه درد من می‌خوره؟ فقط برای آمریکاییها- اروپاییها خوبه؟

نمیدونم که خوبه که اینهمه تضاد و دروغ رو در تمام سطوح جامعه و دنیا رو شاهد هستیم، یا اگه بی‌خیال بودیم, سویس به دنیا اومده بودیم بهتر بود؟