۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

ما نفت داریم، چین کارخانه، غربی ها برند

با این همه سر و صدا در ایران، در نهایت تنها چیزی که ما ایرانیها برای عرضه کردن به دنیا داریم نفت است. عواید ما از نفت هم بستگی به بازاری دارد که فهم آن از دست اقتصاددانهای انرژی هم خارج است. خودتان حساب سرنوشت مملکتی این چنینی را بکنید. روابط چین و دنیا از جنس دیگری است. کوهن که ستون نویس نیویورک تایمز است گفتگوی جالبی با یک ساعت ساز چینی کرده است. این ساعت ساز بسیاری از ساعت های بسیار معروف غیر سوئیسی دنیا را می سازد. مثلا ساعت های با مارک Lacoste که در ایران جنس تقلبیش با مارک سوسمار معروف است، ساخت همین ساعت سازی است. ساعتی هست به نام Bonja که در کشورهای عربی خلیج فارس طرفدار دارد و به قیمت 4000 دلار به فروش می رسد. کمپانی چینی این ساعتها را به قیمت 200 دلار به کمپانی صاحب برند می فروشد. ساعتی با برند Juicy Couture که در نیویورک به قیمت 95 به فروش می رسد به وسیله این کمپانی به قیمت 8 دلار به صاحب برند فروخته می شود. این کارخانه بابت ساعت 495 دلاری Lacoste حدود 40 دلار یا هشت درصد قیمت را می گیرد. البته صاحب این کارخانه همه اینها را با افتخار به خبرنگار نیویورک تایمز می گوید. صاحبان برند هم پول شهرتشان را می خورند. چینی ها به این ترتیب به بزرگترین کارخانه دنیا تبدیل شده اند. صادرات چین در سال گذشته بیش از صادرات هر کشور دیگری در دنیا بوده است. غربیها هم، که از دوران صنعتی و کارخانه ای عبور کرده اند، پول برند، طراحی، و اعتبارشان را می خورند.
ما هنوز هم نفت می فروشیم.

۱۲ نظر:

احمدی گفت...

داشتن نفت برای یک کشور به این مفهوم است که دیگر کشور به مردم آن کشور احتیاج ندارند چون خود دولت دامد دارد و نیازی به مالیات مردم ندارد پس نفت عامل سلطه است.
با مقاله ای تحت عنوان پول شویی در خدمت هستم.
http://abacus2.blogfa.com/

عمو گفت...

قربان همین نفت رو هم زنهار دادن که ممکنه تا 10 ساله دیگه نفت برای فروش نداشته باشیم

حسین گفت...

عنوان مطلب بی نظیر بود.

microeconomics گفت...

و البته فخر می فروشیم

ناشناس گفت...

خوشبحال اين غربي ها
بدون اينكه جون بكنن اين طوري پول پارو ميكنن

ناشناس گفت...

سلام
باید کاری کرد

عباس خلیلی گفت...

سلام
از نکته سنجی شما ست

Kayvan گفت...

oil is our curse

شازه گفت...

اشاره جالبی بود. نفت ما اصولن یک ماده خام طبیعی است که صادراتش را نمی توانیم تولید نام بدهیم. برندها اما نه تنها نام های بزرگ و غول های اقتصادی هستند بلکه مرزهای جغرافیایی را در می نوردند و دارای اجتماعی از کارکنان و مصرف کنندگان و شرکا و ... هستند و بنا به اشاره درست شما به همین سبب ابزار و مبنای درآمدهای کلان اقتطادی کشورهای اروپایی و آمریکاییند. من به شخصه نظرم این است که اگر ما م بخواهیم حرفی را به کرسی بنشانیم یا سهمی در فضای جهانی داشته باشیم، راهی جز بنا کردن برندهایی قوی نداریم. به شدت هم معتقدم که جنبش مردمی فعلی ایران این امکان را فراهم خواهد کرد.

مهدی محمود رباطی گفت...

علاقمند به تبادل لینک با این وبلاگ هستم

Siavash گفت...

درعين حال که کوتاه بود تحليل خيلي جالبي بود. واقعا امروز مسجل شده که اين شومي منابع حقيقت داره و کار دست ما داده. اميدوارم که زودتر قال قضيه کنده بشه.
البته، چون سرمايه‌گذاري نشدده، ظاهرا همين امروز هم زير سهميه اپک مي فروشن، و طبق بررسيهاي مرکز پژوهشهاي مجلس، به زودي به اندازه مصرف داخل توليد خواهيم کرد
متشکرم

sahar گفت...

با تشکر از عنوان جالب و مطلب عالی شما
این درست نیست فکر کنیم که کشورهای غربی تنها به برندسازی می پردازند و کشور چین به تولید/ کشورهای غربی گامهای اولیه خودشان را در تولید محصولات با کیفیت برداشتند و با ارتقای روزانه کیفیت و مشتری مداری توانسته اند اعتماد در میان مشتریان ایجاد کنند.زمانی که به اعتماد دست پیدا کردند توانستند نقش خود را از تولیدکننده به واسطه تبدیل کنند. چیزی که چینی ها ندارند اعتماد در میان مشتریان است و چیزی که غربی ها دارند اعتماد.