ه‍.ش. ۱۳۸۷ مهر ۱۸, پنجشنبه

طرح تحول اقتصادی خطرناک است-1

طرح تحول اقتصادی، طرحی به شدت ناپخته است و هنوز کسی نمی داند که جزئیات این طرح چیست. بر اساس آنچه می دانیم، مهمترین قسمت طرح، آن قسمتی است که قصد تحول در نظام یارانه ای ایران را دارد. بر این اساس بزرگترین اقلام یارانه ای در ایران که یارانه انرژی است دیگر پرداخت نخواهد شد و در عوض مردم درآمدی (شاید ماهیانه) از مابه التفاوت درآمد حاصل از فروش آزاد و یارانه ای اقلامی از قبیل بنزین و گازوئیل به دست خواهند آورد. قیمت آزاد انرژی هم قیمت های جهانی آن خواهد بود.
در اینکه دولت و مردم ایران باید چاره ای برای حل مشکل بزرگ یارانه های انرژی بیاندیشند شکی نیست. بزرگترین مشکل این یارانه ها هم این است که اقتصاد ایران قدرت پرداخت چنین یارانه هایی را در آینده نخواهد داشت. توجه به این نکته لازم است که رشد مصرف انرژی در ایران یکی از سریعترین رشدها در جهان است، در حالیکه رشد تولید انرژی کندتر از این رشد مصرف است. این روند رشد مصرف، ایران را به مصری دیگر تبدیل خواهد کرد که با وجود آنکه تولید نفتش پائین است به بنزین یارانه می پردازد و لذا نفت کمی برای صادر کردن می ماند. مصر مردم فقیری دارد که یکی از مهمترین منابع خود را که همان نفت است به ارزانی در داخل می سوزانند. اگر یارانه بنزین در مصر وجود نداشت شاید مصر می توانست با صادرات بیشتر درآمد بیشتری از نفت بدست آورد و آن را در مکان مناسب آن خرج نماید. (شکل زیر تفاوت تولید و مصرف نفت در مصر را نشان می دهد. منبع ویکی پدیا. برای بزرگتر نشان دادن شکل بر روی آن کلیک کنید.)با یک میلیون اتومبیلی که هر سال به جاده ها اضافه می شود و با قیمت بسیار ارزان بنزین و دیگر انرژی ها، جای شکی نیست که ایران همین مسیر را طی خواهد کرد. لازم است که تغییری در این رویه ایجاد شود و هر چه این تغییر دیرتر صورت گیرد مشکلات آن بیشتر است.
علاوه بر مشکل یارانه ها، مشکل عمده دیگری که با آن مواجهیم آن است که مردم با تقریبا با هر راه حلی که منجر به افزایش قیمت فرآوردهای نفتی شود مخالفند. دلیل آن هم بی اعتمادی به دولت در نحوه مصرف درآمدهای ملی است. وقتی درآمد نفت در مدت کوتاهی به نزدیک یک صد میلیارد دلار افزایش می یابد و بسیاری از مردم نمی فهمند که این درآمد اضافه به کجا رفته است و چرا وضعیت آنها بهتر نشده است باید هم به دولت بی اعتماد باشند. اضافه کنید داستانهای مافیایی که دولت پیاز داغشان را اضافه کرده است که بیش از هر کسی به مجموعه خود دولت ضربه خواهد زد.
ترکیب این دو مشکل ما را می رساند به طرح تحول اقتصادی. طرحی که به این منظور طرح شده است که مشکل اول را با دور زدن مشکل دوم حل کند. ایده طرح بسیار ساده است؛ پول یارانه را به مردم بدهیم و قیمت اقلام یارانه ای را اضافه کنیم. مردم هم بنزین و برق و گازوئیل کمتری مصرف خواهند کرد و پول اضافه را صرف خرید اقلام دیگر می کنند. مردم شادتر خواهند بود چرا که بسیاری از مردم حق انتخاب و قدرت خرید بیشتری خواهند داشت و دولت هم از این دور باطلی که سرمایه بیشتر و بیشتری را هر سال صرف خرید بنزین و گازوئیل و ساخت نیروگاه می کند بیرون خواهد رفت. مشکل آن است که این رودابه را چنین رستمی سالم زائیدن و سالم ماندن بعید است. اگر این طرح بد اجرا شود اقتصاد ایران برای سالهای متمادی از این سوء تدبیر در رنج خواهد بود.
بزرگترین مشکل طرح این است که شکل فعلی طرح در زمان قیمتهای بسیار بالا و نزدیک به رکورد 147 دلاری آن و بر اساس این باور طراحی شده است که قیمت نفت در بازارهای جهانی بالا خواهد ماند. واقعیت آن است که قیمت نفت در بیشتر تاریخ گذشته آن ماهیتی رندم و غیر قابل پیش بینی داشته است. (اگر مصاحبه احمدی نژاد را با حیدری در چند ماه قبل دیده باشید او پیش بینی کرد که قیمت نفت هرگز از 100 دلار پائینتر نخواهد رفت.) وعده تا ماهی 70 هزار تومان هم که به مردم داده شده است. حال فرض کنید که قیمت نفت به شدت کاهش یابد. سوال این است که در این صورت پول وعده داده شده به مردم از کجا تامین خواهد شد؟ یادآوری این نکته مهم است که حتی اگر برای چند سال اول چنین پولی در دسترس باشد از آنجا که لغو طرحی این چنینی که ذینفعان خود را در جامعه ایجاد می کند بسیار سخت است این طرح در سالهای آینده اقتصاد کشور را با مشکل مواجه خواهد کرد و به اعتبار دولت و مجلس هم ضربه ای جدی وارد خواهد شد. به همین دلیل لازم است که مردم متوجه باشند که این طرح الی الابد به آنها ماهی 70 هزارتومان پرداخت نخواهد کرد.
دومین ایراد اساسی طرح این است که این طرح شوک عظیمی هم به طرف عرضه اقتصاد و هم به طرف تقاضا وارد می کند. شوک وارد شده به طرف تقاضا مخصوصا متوجه مواد غذایی و مسکن و نیازهای اساسی (کالاهای نرمال اقتصادی یا پر کشش نسبت به درآمد)خواهد شد که به محض افزایش درآمد بسیاری از مردم به خرید بیشتر آنها متمایل می شوند. مثلا اجاره خانه در شهرهای بزرگ به سرعت افزایش خواهد یافت. به طور کلی به نظرم می رسد که قیمت کالاهای تجارت ناپذیر مانند اجاره و خدمات افزایش خواهد یافت. افزایش قیمت این کالاها میتواند باعث آن شود که منفعت خالص بعضی از مردم از اجرای این طرح حتی منفی شود. این مشکل از این رو می تواند حاد باشد که عرضه مخصوصا کوتاه مدت بسیاری از کالاها در ایران نسبت به قیمت کم کشش است. قدرت خرید کالاهای وارداتی از طرف دیگر افزایش خواهد یافت که همین امر اگر همزمان با کاهش قیمت نفت شود می تواند به قیمت ارز شوک وارد کند.
شوک وارد شده به طرف عرضه هم شوک بزرگی است. بسیاری از صنایع ایران صنایع انرژی برند. اصولا اقتصاد ما اقتصاد انرژی بری است. برای چنین اقتصادی شوک قیمتی شوک خطرناکی است. یادآوری این نکته مهم است که دو رکود اقتصادی نسبتا بزرگ سالهای 1973-1974 و 1980-1983 در امریکا هم زمان با شوک بر قیمت های انرژی ایجاد شدند. شوک قیمت انرژی بسیاری از صنایع انرژی بر را عملا فلج خواهد کرد. این حرف که دولت به این صنایع کمک خواهد کرد و به عبارتی دست به مدیریت خرد خواهد زد تا از این شوک جلوگیری کند را جدی نگیرید. یک بار چنین تجربه ای در دوره موسوی انجام شده و نتیجه همان بوده است که می دانیم. راه حل
اشتباه نکنید، منظور من به هیچ وجه آن نیست که این طرح به طور کلی کنار گذاشته شود. اما طرح به صورت کنونی آن طرحی خطرناک برای اقتصاد و بسیار دشوار از نظر اجرا کردن است. دکتر نیلی در سایت رستاک پیشنهادی بهتر از طرح فعلی تحول دارد که گر چه از نظر اجرایی به همان اندازه توزیع مستقیم یارانه دشوار است اما مزایای آشکاری بر طرح تحول کنونی دارد.
پ.ن. این یادداشت تکمیل تر خواهد شد.


۱۶ نظر:

امین ثابتی گفت...

واقعاً از این بررسی‌ها و نوشته‌های اقتصادی که می‌کنی، شدیداً لذت می‌برم. به نظر من هم این طرح خیلی خطرناک است و اگر پول به مردم پرداخت شود، تورم شدیدی در جامعه ایجاد می‌شود.

misagh گفت...

یکی از بهترین تحلیل ها بود که در مورد این طرح خواندم , کاملا مناسب و لذت بخش بود.

ناشناس گفت...

thanks Amin and Misagh
Hojat

مهدي گفت...

ا قسمت دوم تحليلت موافقم. اما پرداخت نقدي ربط چنداني به قيمت نفت ندارد. چون قرار است مثلا بنزين ازاد فروخته شود و پولي كه از مصرف كننده دريافت ميشود مستقيما به مردم پرداخت شود. حالا نفت چه ارزان باشد چه گران.

حجت قندی گفت...

مهدی عزیز
اگر قیمت نفت کاهش یابد، قیمت جهانی بنزین که قرار است بر مبنای آن پول پرداخت شود کاهش خواهد یافت و چون وعده 70 هزار تومان داده شده است این پول باید از جای دیگر تامین شود که مشکلات بعدی را ایجاد خواهد کرد.

مهدي گفت...

باز هم به نظر من ربطي به نوسان قيمت بنزين ندارد. شما فرض بگير كه ما 10ميليارد دلار براي واردات بنزين گذاشتيم كنار و با نقدي شدن يارانه ها اين مبلغ را مستقيم بين مردم توزيع ميكنيم. حالا بنزين ميخواهد گران شود يا ارزان. البته واضح است كه با اين مكانيسم با نوسان قيمت جهاني بنزين قيمت بنزين هم در ايران نوسان خواهد كرد.

ناشناس گفت...

در كل طرح خوبي است الان خيلي چيزها است كه يارانه دارد ولي ما از ان استفاده نمي كنيم مثل كاغذ كه اكثر مردم كمتر كتاب مي خوانند ولي دولت دارد به آن يارانه مي دهد يا بنزين كه هركس ماشين دارد بيشتر دارد از يارانه استفاده مي كند مپلا يك خودرو در ماه 100 ليتر مصرف دارد و حدود 60 هزار تومان يارانه مي گيرد ولي كسي كه موتورسيكلت دارد 30 ليتر مصرف دارد و 18 هزار تومان يارانه را استفاده مي كند الان با برداشت يارانه هركسي مي تواند از يارانه اي كه به او تعلق مي گيرد با توجه به خواسته هايش استفاده نمايد . در رابطه با سهميه بندي بنزين هم همين ها را مي گفتند ولي اتفاقي نيفتاد . انسانهاي ترسو هيچگاه به جايي نمي رسند دنيا جاي ريسك كردن است

ناشناس گفت...

این جملات شمادر همین صفحه است آقای قندی :

"طرح تحول اقتصادی، طرحی به شدت ناپخته است و هنوز کسی نمی داند که جزئیات این طرح چیست ."


"بزرگترین مشکل طرح این است که شکل فعلی طرح در زمان قیمتهای بسیار بالا و نزدیک به رکورد 147 دلاری آن و بر اساس این باور طراحی شده است که قیمت نفت در بازارهای جهانی بالا خواهد ماند."

ممکن است کسی پیش بینی کرده باشد که نفت صد دلاری خواهیم داشت ولی حداقل توزیع نقدی یارانه ها ربطی به ارز ندارد بلکه مربوط به واحد پول ملی است .

در مورد افزایش درآمد دلاری دولت هم خوب است بدانید که با ارز میتوان سه کار کرد :

1 - عرضه ارز در داخل و جذب واحد پول از قبل فروش ارز که باعث افزایش عرضه و افزایش پایه پولی (مثلا نسبت ریال دلار ) و در نتیجه افزایش نقدینگی و در نتیجه افزایش تورم میشود که نقض غرض است و فقط قدرت خرید ارزی را از دست دولت به دست ثروتمندان منتقل میکند .

2 - واردات مقطعی کالای مصرفی که هدر داد سرمایه ملی ارز صندوق ذخیره ارزی است .

3- واردات کالای سرمایه ای و کمک ارزی به پروژه ها و همچنین سرمایه گذاری خارجی ارز در کشورهای دیگر (البته به نظر من به شرطی که صنعت داخلی قابلیت واقعی جذب را نداشته باشد مثلا الان مترو تهران در به در دنبال فاینانس 10 میلیارد دلار پول است)و ورود سود سرمایه گذاری داخلی به حساب تا حساب ذخیره ارزی هم راکد نماند .




افزایش قیمت حامل های انرژی و یارانه نقدی سبب میشود که :

1 - مصرف کننده کالای انرژی سیوینگ بخواهد .

2 - تولید کننده مجبور شود کالای انرژی سیوینگ تولید کند .

3 - وارد کننده از روی میل کالای انرژی سیوینگ وارد کند .

تنها مطلبی که به ذهن من میرسد و شما هم آقای قندی اشاره فرموده بودید در کوتاه مدت :

1 - برای مصرف کننده ای که مثلا خودرو پیکان دارد یا یخچال بی کیفیت خریده است که اصولا افراد کم بضاعت هستند فشار بیشتری نسبت به دیگران وارد میشود که البته این مشکل طرح نیست بلکه مشکل سیاستها و عملکردهای اشتباه گذشته است که چنین کالاهای غیر انرژی سیوینگی تولید و توزیع شده اند .

2 - برای تولید کننده داخلی قطعا مشکل پیش خواهد آمد زیرا کالای غیر انرژی سیوینگش در بازار فروش نخواهد رفت (البته چون کشش مردم ما به دلیل کمی سواد اصولا باید نسبت به بحث مصرف انرژی پایین باشد شاید کمی این مشکل تعدیل شود)و او مجبور خواهد بود و رغبت خواهد کرد که تکنولوژی تولیدش را بالا ببرد (البته اگر در تحریم نباشیم!) چیزی که هدف دولت و ملت است ولی الان رغبتی به آن وجود ندارد . البته این مشکل را دولت با تبعیض قیمت برای تولید کنندگان داخلی میتواند حل کند ولی تغییر محتمل (که بسیار چیز خوبی است) در سلیقه مردنم به سوی کالای تکنولوژیک برای پاسخگویی نیاز به زمان دارد .

3 - وقتی تولید کننده تولیدش با مشکل روبرو شود به بیکاری دامن زده میشود .

حال دولت دیشب اعلام کرد که میخواهد 60 درصد صزفه جویی حاصل از نقدی کردن یارانه و واقعی کردن قیمت حامل های سوخت را صرف حمایت از مصرف کننده و به همین ترتیب از تولید کننده و ... هم حمایت کند .

اگر میخواهیم دیگر مثل مصر فقیر نباشیم و اگر میخواهیم معضل ترافیک تهران را حل کنیمو اگر میخواهیم سالانه میلیاردها دلار را از جیب آیندگان دود نکنیم بدون اینکه ذره ای مطلوبیت اضافی بدست آوریم .

اگر میخواهیم مردم مشتاقانه بخواهند پنجره های خانه شان را دو جداره کنند تا این همه انرژی را صرف گرم کردن هوای بیرون خانه نکنیم .

اگر میخواهیمدر اخبار نگویند که مصرف گازمان برابر مصرف کل واردات قاره اروپا از روسیه است (طبق گفته وزیر نفت 15 درصد کاهش مصرف توسط مردم برابر تولید سه فاز پارس جنوبیست ) .

اگر میخواهیم همچون ترکیه بر بالای خانه هامان صفحات جذب انرژی خورشیدی و آبگرمکن های خورشیدی دیده شود ( خوب است بدانید کهشدت تابش خورشید در شمال ایران از همه جای ایران کمتر است ولی همین مقدار کم هم ار بیشترین شدت جذب انرژی خورشیدی در انگلستان بیشتر است ولی به جای اینکه ما مصرف کننده عمده صفحات خورشیدی باشیم انگلیسی ها هستند !)

اگر میخواهیم مردم با دیدن موفقیت این طرح با رغبت مالیات بر ارزش افزوده شان را هم بپردازند .

اگر میخواهیم قاچاقچیان سوخت به شغلی آبرومندانه روی آورند و ما و خانواده هاشان را به کشتن ندهند .

اگر میخواهیم یارانه باز (مثل الان) به همه مردم ( در واقع به مصرف کنندگان کالای بی کیفیت و ثروتمندان جامعه که بر خلاف عدالت است )ندهیم و از قشر مستضعف حمایت بیشتری کنیم .

و در آخر اگر میخواهیم از هزینه ای که از جیب نسل آینده میکنیم و نفت که هزاران مصرف مهمتر از سوزاندن (که باعث پدیده گلخانه ای شده است) دارد لا اقل مطلوبیتی حاصل کنیم ( و مانند آنچه در معضل ترافیک می بینیم باعث بروز امراض بدنی و روانی نشویم) ناچاریم لااقل قیمت سوختمان برابر قیمت های جهانی باشد .

مهدي گفت...

من نمي دونم وقتي دولت بحث قيمت آب يا برق رو مطرح ميكنه آيا در نظر ميگيره كه اين صنايع مادر هم در حال گرفتن يارانه هستند؟مثلن آيا قيمت واقعي برق با قيمت واقعي گازي كه به نيروگاه تحويل ميشه محاسبه شده؟
در مورد صنايع نفت كه خيلي از تجهيزات مورد نياز به چندين برابر قيمت واقعي و بصورت قاچاق خريداري ميشه،آيا شركت ملي نفت ايران ميتونه گاز رو به قيمت يارانه اي بده به نيروگاه ها؟پس يارانه اي كه خودش ميگيره چي ميشه؟و اگر يارانه اي نگيره آيا با چه قيمتي ميخواد گاز رو به نيروگاه ها بده؟
مساله خيلي پيچيده تر صبر و درايت مردم و مسئولين هست كه رئيس جمهور ازش حرف ميزنه.

ناشناس گفت...

باتوجه به اينكه نقدي كردن يارانه هاباعث تورم مي شود ،دولت ومجلسيان سعي بر اين دارند كه پرداخت نقدي يا رانه رااز دادن پول به مردم به سوي دادن سبد كالاي خانواده ويا همان اجناسي كه ما در طول روزمره استفاده مي كنيم برود پس در نتيجه از تورم ناشي از نقدينگي نگراني نداريم و بايد به ابعاد ديگر ان نگريست و اميدوارم مردم غيور سرزمينمان دولت را براي هرچه بهتر اجرا شدن ان ياري كنند.

مهدي گفت...

با غرض نوشتي عزيز!
سعي كن منصفانه قضاوت كني!
اين طرح يكي از بهترين طرح هايي است كه اگر عملي شود مي تئاند اقتصاد ايران را بكي از برترين كشور ها كند.
چراكه بعضي از مردم مثلا از رايانه بنزين استفاده نمي كنند و در عوض از چيز ديگري بيشتر استفاده ميكنند كه بايد شامل يارانه باشد پس مي تواند از يارانه ي خود در هر زمينه اي كه احتياج دارد استفاده كند.

منصور گفت...

در حال حاضر عده کمی از افراد انرژی مخصوصا" برق را میفروشند و به آنها تا 1000 برابر یک شهروند مثل کارمند یا کارگر این مملکت یارانه پرداخت میشود این عادلانه نیست دولت میخواهد به قشر ضعیف یارانه را نقدی داده تا آنرا بابت قبوض خود پرداخت کند و اگر مازاد داشته باشد آنقدر نیست که سطح خرید کالا را بالا ببرد در واقع یارانه ای که دولت اکنون روی قبضها میدهد را به دست آنها میدهد واین مصرف کننده را تشویق به صرفه جوئی میکند با تشکر

ناشناس گفت...

البته در سيستم كشور داري كه در اروپا ديده ايم دولتمردان با استفاده از ابزار ماليات و سوبسيد عرضه و تقاضا را با نياز واقعي مردم متعادل مي كنند. سوبسيد درواقع همان ماليات منفي است. يعني دولت از جاهايي ماليات دريافت مي كند و همان ماليات را درجاي ديگر به عنوان سوبسيد پرداخت مي كند. مثلا در انگلستان همه جا ماليات دريافت مي شود ولي براي بهداشت و درمان و امنيت و سلامت افراد جامعه سوبسيد پرداخت مي شود.
بنابراين سوبسيد و ماليات مكمل يكديگرند و اگر كالايي ناياب و گران شود با ابزار ماليات مانع از پرشدن جيب محتكران مي شود و اگر كالايي ارزان شود براي جلوگيري از افزايش مصرف با ماليات عرضه و تقاضا بالانس مي شود ولي مجموع ماليات و سوبسيد همواره باهم برابر است. حتي در كشورهايي اگر ماليات اضافه بيايد سرسال به مردم مرجوع مي شود. پس همانطوريكه ماليات لازم است سوبسيد نيز لازم است براي ايجاد تعادل اقتصادي در جامعه در جهت ايجاد رفاه و سلامت و امنيت.

ناشناس گفت...

به نظر من این مطلب قدیمی است چون جزئیات این طرح در وبسایت این طرح موجود است گرچه این طرح همراه با تورم بالاست اما بالاخره زمانی که نفت ایران به پایان برسد م باید دیگر یارانه نپردازیم اگر امروز این طرح اجرا نشود باید فردا اجرا شود اما زمانی که اجرا کردنش الزامی شد ضرر های آن بیشتر از حالا خواهد بود

ناشناس گفت...

کارخونه ها به احتمال زیاد مجبور به بالا بردن قیمت میشن مخصوصا که حقوق کارگرا رو نمی تونن پایین بیارن. این هم یه مشکله

ناشناس گفت...

به نظر من اين طرح جاي كارشناسي بيشتري داشت اما احمدي نژاد براي مطرح كردن خودش وارضاي حس خود محوري وخود جلوه گريش اجراش كرد