۱۳۸۷ خرداد ۲۲, چهارشنبه

ایران آینده شبیه کدام است: کره جنوبی یا کره شمالی؟

اجازه بدهید این نوشتارم را با چند سوال شروع کنم: به نظر شما ایران آینده بیشتر شبیه کدام کشور است؟ مردم و سیاستمداران ما کدام کشور را الگویی برای آینده خود برگزیده اند؟ سند چشم انداز را که نگاه کنید فکر می کنید که تصور سیاستمداران ما از ایران آینده احتمالا چیزی شبیه کره جنوبی است، البته از نوع اسلامی آن. اما واقعیت صحنه اقتصادی ایران و کره جنوبی دو چیز کاملا متفاوت را نشان می دهد. اقتصاد کره جنوبی اقتصادی است متکی بر منابع انسانی. اقتصاد ایران اما، اقتصادی است متکی بر فسیل دایناسورهایی که میلیونها سال پیش می زیسته اند. کره ای ها ثروتمندند چون تکنولوژی دارند، تکنولوژی دارند چون فرهنگ خلاقیت دارند، فرهنگ خلاقیت دارند چون مکانیزم های فعال در اقتصاد کره به خلاقیت پاداش می دهند. در کشور عزیز ما ایران اما، ما تکنولوژی را وارد می کنیم و چون فرهنگ خلاقیت نداریم این تکنولوژی بعد از مدتی از رده خارج می شود. صنعت نساجی نمونه ای از این مدعا است. ما (فکر می کنیم که) ثروتمندیم چون بیشترین فسیل دایناسورها در زیر خاک کشور ماست. مکانیزم های فعال در اقتصاد ما به کسانی پاداش میدهند که به فسیل دایناسورها نزدیکترند. (من از اینکه اکثر سیاستمداران ما رانت خورند تعجب نمی کنم تعجب من از آن است که عده ای از این سیاستمداران هنوز هم سالمند.) اقتصاد کره جنوبی اقتصادی است وابسته به ارتباط با مراکز علمی، تکنولوژی و اقتصادی و مالی جهان که خود کره یکی از قطبهای آن است. اقتصاد ایران منزوی است، اقتصادی است مبتنی بر شعار مضر خودکفایی. کره ای ها علم اقتصاد را میفهمند. دولت ما اما دولتی است که با افتخار علم اقتصاد را منکر است. رییس جمهورش منکر علم اقتصاد است چون علم اقتصاد را نمی فهمد و به دنبال کلید حل مشکلات اقتصادی خود در جای دیگر است. (مثل او مثل کسی است که در روشنایی کوچه دنبال کلیدی می گشت که در خانه تاریک خود گم کرده بود.)
مشکل فقط دولت نیست. دید کلی مردم ما درباره جهان پیرامون خود قسمت عمده ای از این مشکل است. احمدی نژاد زاییده این دید است. دیدی که تصور می کند که ما منابع سرشار زیرزمینی داریم و مشکل فقط در توزیع این ثروت است. دیدی که بزرگترین موفقیت را دستیابی به انرژی هسته ای می داند. دیدی که نهایت موفقیت را در پرتاب یک ماهواره به فضا می داند. وقت آن است که ما به عنوان یک ملت از خود بپرسیم که اگر ما به انرژی هسته ای دست پیدا کنیم چه می شویم؟ اگر ماهواره ای به فضا بفرستیم شبیه کدام کشور می شویم؟ ترس من از آن است که در پس ذهن ما الگویی از ایران آینده وجود دارد که شبیه شوروی گذشته (در ابعادی کوچکتر) است شبیه کره شمالی است نه کره جنوبی، نه ژاپن و نه امریکا.
پ. ن.
من به هیچوجه مخالف انرژی هسته ای یا تکنولوژی موشکی نیستم، آنچه مرا نگران می کند صرف تمام انرژی مملکت برای رسیدن به این تکنولوژی هاست که در نهایت در رشد توسعه انسانی و اقتصادی ایران نقش عمده ای نخواهند داشت.

۴ نظر:

Iraj Seyf گفت...

حجت گرامی: ممنون از پست خوبی که نوشته ای. به ویژه وقتی از دید همگانی حرف می زنی با تو شدیدا موافقم ولی درعین حال نظرم این است که چون دولت های ما"کارآمد" و پاسخگو نبوده اند ما همیشه این امکان را داشته ایم که همه چیز را به گردن دولت بیندازیم. درموارد مکرر نوشتم و حتی از نوشته تو فراتر رفتم که اگر برای یک لحظه نفت را نادیده بگیرید ما اتفافا کشور فقیری هم هستیم از جمله به خاطر بعضی از دلایلی که خودت هم نوشته ای. من حتی نظرم این است که بطور کلی ذهنیت اقتصادی ما از عصر مرکانتلیسم این سو تر نیامده است- و به همین خاطر است که هرکس را که می بینی به دلالی افتخار می کند.
بهرحال ممنون از پست های خوبی که می نویسی.
با مهر
ایرج

حجت قندی گفت...

خیلی خیلی ممنون آقای
سیف از کامنت شما.

مجمود گفت...

سلام آقای قندی
من خیلی خوشحالم که با این روند رو به جلو و مثبتی که شما به پیش می روید هم به جامعه وبلاگ نویسان اقتصادی یک نفر خوش فکر و فعال اضافه شده و هم من هم بهره کامل رو می برم، از اینکه اینقدر هم ملموس و خیلی معمولی می نویسید ممنونم من قبلا هم به دوستان به ویژه آقا صادق گفته بودم که شدیدا به این طرز نوشتن نیاز داریم ما
با احترام
محمود

حجت قندی گفت...

خیلی ممنون از لطفتون