۱۳۸۷ مرداد ۱۸, جمعه

پیش بینی مدالهای المپیک به وسیله مدلهای اقتصادی

المپیک پکن هنوز شروع نشده است. اما با استفاده از مدلهای اقتصادی و علم آمار می توان تعداد مدالهایی که کشورهای مختلف می برند را محاسبه کرد. بر مبنای مدل ساده اقتصادسنجی که اقتصاددانی به نام اندرو برنارد از دانشگاه دارتموث انجام داده است امریکا، روسیه و چین بیشترین مدالهای المپیک پکن را خواهند برد. مدلی که این اقتصاددان استفاده می کند از چهار فاکتور برای پیش بینی تعداد کل مدالها و تعداد مدالهای طلا استفاده می کند. این چهار فاکتور عبارتند از: جمعیت، درآمد، سابقه دریافت مدال و مزیت میزبان بودن. البته جمعیت و درآمد به خودی خود فاکتور تولید مدال نیست مثلا در المپیک آتن، هند یک مدال، اندونزی 4 مدال، پاکستان و بنگلادش 0 مدال بردند با وجود آنکه جمعیت بالایی دارند. مثال دیگر ایرلند و لوکزامبورگ است که با وجود درآمد بالا مدالی دریافت نکردند. فاکتور میزبانی بیشتر بر روی تعداد مدالهای طلا تاثیر می گذارد تا کل مدالها. دقت پیش بینی این مدل برای المپیک های سیدنی و آتن بیش از %96 بوده است. جدول های زیر تعداد مدالهای طلا و کل مدالها را برای 5 کشور با بالا ترین شانس گرفتن مدال نشان می دهد:
خوشبختانه در گزارش تحقیقاتی تعداد مدالهای کل پیش بینی شده برای ایران نیز ذکر شده است. نام ایران در جدول جدول مربوط به تعداد طلاها که فقط کشورهای با شانس بردن بیش از 4 مدال را نشان می دهد موجود نیست. زیر پیش بینی تعداد مدالها را برای کشورهایی که بیش از شش مدال خواهند برد نشان می دهد. برای دیدن بهتر جدول روی آن کلیک کنید.

۱۳۸۷ مرداد ۱۲, شنبه

دنیای ضعیف اطلاعات به زبان فارسی

یکم: همه خیال می کنیم که می دانیم که اطلاعات و دانش پایه قدرت و ثروت است. ملتی که دانش بیشتری دارد، ملتی که باسوادتر است و بیشتر می خواند قدرت و نفوذ و ثروت و رفاه بیشتری دارد. (استثنائاتی هم هست: مثلا کشورهای نفتی از جمله ایران و به دلیلی که جز بخت و اقبال نیست، ثروتی در زیر خاکشان دارند که خود هم از وجودش مطلع نبوده اند و حتی برای بهره برداری از این ثروت به دانش بیگانگان وابسته اند.)

دوم: اکثر قریب به اتفاق ملت ایران به وسیله زبان فارسی می نویسند و می خوانند و به عبارتی اطلاعات می گیرند و اطلاعات می دهند. بنابراین این فرض که میزان اطلاعات و دانش ما به نحوی با میزان نوشته ها به زبان فارسی ربط دارد فرض درستی به نظر می رسد.

سوم: پیدا کردن معیاری برای مقایسه میزان و دانش دو ملت یا دو کشور آسان نیست. بنابراین من به خود حق می دهم که معیاری را برای خود اختراع کنم. معیار مقایسه ای من، مقایسه دانشنامه ویکی پدیای فارسی و ویکی پدیای انگلیسی است. قطعا این معیار معیار ایده آلی نیست. اما منظور مرا برآورده می کند.

مقایسه دانشنامه ویکی پدیای فارسی و ویکی پدیای انگلیسی:
یکم: از نظر حجم: دانشنامه ویکی پدیای فارسی دارای 41000 صفحه است. ویکی پدیای انگلیسی 2461000 صفحه دارد که 60 برابر اولی است. البته تعداد صفحات معیاری گمراه کننده است. صفحات انگلیسی معمولا طولانیترند و تعداد نویسندگان هر صفحه بیشتر است که تاثیر مستقیمی بر کیفیت محتوای دانشنامه می گذارد.
دوم: مقایسه کیفی همه صفحات دانشنامه ویکی پدیای فارسی با ویکی پدیای انگلیسی غیر ممکن است. بنابراین من تصمیم گرفتم که فقط چند صفحه از موضوعاتی را که به فارسی زبانان بسیار بیشتر مرتبط است با هم مقایسه کنم که در زیر نتیجه این مقایسه ها را می بینید.

نام صفحه به فارسی: ایران
تعداد کلمات نوشته شده درباره این صفحه در دانشنامه ویکی پدیای فارسی:5261
نام صفحه به انگلیسی: Iran
تعداد کلمات نوشته شده درباره این صفحه در دانشنامه ویکی پدیای انگلیسی:14132

نام صفحه به فارسی: اسلام
تعداد کلمات:2103
نام صفحه به انگلیسی: Islam
تعداد کلمات:13841
توضیح: کیفیت مقاله انگلیسی درباره اسلام به مراتب بهتر از کیفیت مقاله فارسی است.

نام صفحه به فارسی:تهران
تعداد کلمات:5071
نام صفحه به انگلیسی:Tehran
تعداد کلمات:7204

نام صفحه به فارسی:شیعه
تعداد کلمات:3631
نام صفحه به انگلیسی:Shia
تعداد کلمات:10215
توضیح: علما؟؟

نام صفحه به فارسی: ادبیات فارسی
تعداد کلمات:2212
نام صفحه به انگلیسی:Persian literature
تعداد کلمات:9314
توضیح: کیفیت نوشته درباره ادبیات فارسی به انگلیسی از کیفیت نوشته ادبیات فارسی به فارسی به مراتب بهتر است! شرمی است بزرگ بر وارثان زبان سعدی و حافظ.

نام صفحه به فارسی: فارسی
تعداد کلمات:2309
نام صفحه به انگلیسی: Persian Language
تعداد کلمات:4769
توضیح: تعداد کلمات نوشته شده به انگلیسی درباره فارسی از تعداد کلمات نوشته شده به فارسی درباره فارسی بیشتر است! زبان زنده فارسی کجاست؟

نام صفحه به فارسی:کوه دَماوَند
تعداد کلمات:3668
نام صفحه به انگلیسی: Mount Damavand
تعداد کلمات:1358
توضیح: چه عجب!

نام صفحه به فارسی:محمدرضاشاه پهلوی
تعداد کلمات:4191
نام صفحه به انگلیسی:Mohammad Rezā Shāh Pahlavi
تعداد کلمات:7182

نام صفحه به فارسی:سهراب سپهری
تعداد کلمات:1200
نام صفحه به انگلیسی:Sepehri
تعداد کلمات:3970

نام صفحه به فارسی: مولانا
تعداد کلمات:8709
نام صفحه به انگلیسی:Rumi
تعداد کلمات:9440
توضیح: توصیه می کنم هر دو مقاله را بخوانید تا متوجه تفاوت نگاه فرهنگها به یک موضوع (در اینجا مولانا) بشوید. من از این مقایسه لذت بسیار بردم.

نام صفحه به فارسی:محمود احمدی‌نژاد
تعداد کلمات:5613
نام صفحه به انگلیسی:Mahmoud Ahmadinejad
تعداد کلمات:9292

نتیجه:
یکم : ما هنوز در دوران تاریکی به سر می بریم و به عصر روشنگری نرسیده ایم. مشکل بزرگتر آن است که منکر کمبود دانش خود هم هستیم. از این جهت در جهل مرکبیم. قدم مهم در رسیدن به مرزهای دانش دانستن فاصله هاست.
دوم: زبان فارسی پویایی خود را از دست داده است. برای پویا کردن مجدد زبان فارسی همتی بزرگ لازم است. فرهنگ دهخدا را نگاه کنید و ببینید که چگونه فرهنگیان ما نتوانسته اند اثری فرهنگی به این مهمی را پویا نگه دارند.
سوم: زبان انگلیسی کلید فهم دانش مدرن بشری است. هر گونه تلاشی برای مدرنیزاسیون ایران بدون آنکه میلیونها ایرانی به زبان انگلیسی مسلط شوند نه محتوم که به احتمال بسیار شکست خواهد خورد.
چهارم: در ایران مشکلی عظیم وجود دارد به نام مشکل نوشتن. آمریکاییها بسیار خوب می نویسند. ما ایرانیها اما، در نوشتن بسیار ضعیفیم که این ضعف شامل دانشگاه رفته ها هم می شود. آموزش و پرورش و دانشگاه های ما به هیچ وجه نتوانسته اند در این زمینه به وظیفه خود عمل کنند.

۱۳۸۷ مرداد ۵, شنبه

ارزش های جهانی و عادتهای ما

در دنیای ما ارزش هایی هستند که ارزش های جهانی اند. مثلا راستگویی ارزشی جهانیست. جدای از اینکه پیرو چه دینی باشید، فارغ از آنکه در کجای عالم به دنیا آمده باشید راستگویی را ارزش می دانید حتی اگر گاهی از این ارزش پیروی نکنید. وفای به عهد، مهربانی در حق دیگران و کمک به فقرا از جمله این ارزشهای جهانشمولند. ضد ارزش هایی هم هستند که جهانشمولند، مثل قتل، خیانت در امانت و قاچاق انسان برای سکس.
در دنیای ما چیزهایی هستند که مختص به یک قوم، یک مذهب، یک نژاد، یا یک فرهنگند. مردم یک قوم، پیروان یک مذهب، هم نژادان، یا مردمی که زیر چتر یک فرهنگند اینها را ارزش می دانند. مثلا قتل دختر به وسیله پدر به دلایل ناموسی. از نظر مردم دیگر ادیان و اقوام و نژاد و فرهنگ ها اما، اینها لزوما ارزش نیستند. گاه بی اهمیت و گاه ضد ارزشند. تعداد این نوع ارزشها در ایران ما کم نیستند.
از نظر من، اخلاق پایبندی به ارزشهای نوع اول است. ارزشهای نوع دوم فقط عادتند. از بدو تولد به ما گفته اند که اینها ارزشند و آنقدر گفته اند که تصوری غیر از آن سخت است. ملتها و نژادها و دینداران و فرهنگها فقط معتاد به این روش هایی هستند که نامشان را ارزش می گذارند. آنقدر معتادند که نبود آنها به نظرشان ضد ارزش است. ترک این اعتیاد هم سختتر از ترک هر اعتیاد دیگری است.

۱۳۸۷ تیر ۹, یکشنبه

ناهار 2.1 میلیون دلاری با ثروتمندترین مرد دنیا و نتایج اخلاقی

وارن بافت ثروتمندترین مرد دنیاست. 62 میلیارد دلار پول دارد. (و تو چه می دانی که 62 میلیارد دلار چقدر پول است:)). ثروتمندی است خود ساخته، به این معنی که ثروتش را از کسی به ارث نبرده است. آنچه که مرا علاقه مند به زندگی وارن بافت می کند ثروت او نیست. وارن بافت مردی متواضع است. هنوز در همان خانه ای زندگی می کند که در 50 سال قبل به قیمت 31 هزار دلار خریده است. مجموعا سه دست کت و شلوار دارد که آخرینش را در چین هدیه گرفته است. مدافع افزایش مالیات بر درآمد ثروتمندان است. 85% از ثروتش را وقف امور خیر کرده است که میلیاردها دلار از آن به بنیاد بیل گیتس (صاحب مایکروسافت) پرداخت خواهد شد. بنیاد گیتس بنیادی است که از مجموعه وسیعی از کارهای نیک پشتیبانی می کند. از کمک به دانش آموزان مستعد برای ورود به دانشگاه گرفته تا کمک به تحقیق و توسعه برای یافتن برنج مغذی تر، تا کمک به کتابخانه های دنیا و کمک به وام دهندگان به فقرا و...
داستان این ناهار 2.1 میلیون دلاری هم این است که وارن بافت ثروتش را از راه سرمایه گذاری در شرکت های دیگر به دست می آورد. ثروت او بهترین گواه دانش او از سمت و سوی حرکت بازار در آینده است و سرمایه داران این را می دانند. اینجاست که اطلاعات او قیمت طلا را پیدا می کند. به همین دلیل است که وارن بافت هر از چند گاهی فرصت صرف ناهار و صحبت در هنگام ناهار خوردن را در سایت ebay به حراج می گذارد. امسال یک سرمایه دار چینی برنده این مزایده شده است. درآمد مزایده هم به جیب بنیاد خیریه ای در سانفرانسیسکو می رود که به خیابان خوابها خدمات می دهد.
نتیجه اخلاقی:)
1- بیشتر ثروت امریکا را ثروتمندان ایجاد کرده اند. (آن سرود ابلهانه را خاطرتان هست که می گفت: ثروت انبوه تو خون دل توده هاست... امریکا امریکا... که مثلا امریکا ثروتش را از فقرای افریقایی... به دست آورده است. عقل و انقلابیون چپی ما دو مجموعه بودند که اشتراکشان تهی بود. واقعیت بر عکس این قضیه است: ما از ثروت بیل گیتس و امثالش دزدیده ایم. یک نرم افزار دزدی نشده در ایران پیدا نمی کنید. یک فیلم پیدا نمی کنید که غیر قانونی کپی نشده باشد.) ثروت چین را هم ثروتمندان آن کشور ایجاد می کنند. طرز تفکر انقلابیون چپی و ثروت ستیز ما بزرگترین مانع در راه تکاثر ثروت در ایران بوده است. ثروت یک کشور نیز چیزی نیست مگر مجموعه ثروت تک تک افراد آن.
2- این ادعا که عده ای ثروتمند در ایران ثروتشان را از طریق ایجاد رانت به دست آورده اند درست است. راه حل این فساد آشکار قطع دست کارفرمایانی نیست که ثروت و شغل ایجاد می کنند. راه حل شفاف کردن سیستم است که البته ساده هم نیست. دولت هم که خدا خیرش بدهد فقط مشغول گل آلود کردن سیستم است که ناکارایی خود را بپوشاند. شعار مافیا مافیا بدون اینکه حتی یک مورد از این مافیاها را گرفته باشند و در سیستمی شفاف و بدون سیاست بازی محاکمه کرده باشند فقط آب را گل آلود می کند، مردم را ضد سرمایه داری و سرمایه دار می کند که این خود مانع تکاثر ثروت در آینده می گردد.
3- ذهن ما ذهن متناقضی است: ثروت می خواهیم ولی ثروتمند نمی خواهیم. پول می خواهیم ولی پولدار را خفه می کنیم. ماجرای شهرام جزایری را نگاه کنید. جرمش این بود که سریع ثروتمند شده بود. آن داستانهای رشوه دادنش هم همه بهانه بود و گر نه دلیل اینکه او در بند است و همه رشوه بگیرانش آزادند چیست؟ رشوه بگیرانی که کارمندان دولت و مجلس بوده اند و علی القاعده به دلیل خیانت به امانتی که مردم به آنها داده اند (پست و منصب)جرمشان به مراتب سنگینتر است.
4- نه اینکه در امریکا و اروپا ثروتمند رانت خور نباشد. سیستم شفاف تر است در نتیجه فساد کمتر است.وارن بافت: عکس از AP