ه‍.ش. ۱۳۸۷ مرداد ۵, شنبه

ارزش های جهانی و عادتهای ما

در دنیای ما ارزش هایی هستند که ارزش های جهانی اند. مثلا راستگویی ارزشی جهانیست. جدای از اینکه پیرو چه دینی باشید، فارغ از آنکه در کجای عالم به دنیا آمده باشید راستگویی را ارزش می دانید حتی اگر گاهی از این ارزش پیروی نکنید. وفای به عهد، مهربانی در حق دیگران و کمک به فقرا از جمله این ارزشهای جهانشمولند. ضد ارزش هایی هم هستند که جهانشمولند، مثل قتل، خیانت در امانت و قاچاق انسان برای سکس.
در دنیای ما چیزهایی هستند که مختص به یک قوم، یک مذهب، یک نژاد، یا یک فرهنگند. مردم یک قوم، پیروان یک مذهب، هم نژادان، یا مردمی که زیر چتر یک فرهنگند اینها را ارزش می دانند. مثلا قتل دختر به وسیله پدر به دلایل ناموسی. از نظر مردم دیگر ادیان و اقوام و نژاد و فرهنگ ها اما، اینها لزوما ارزش نیستند. گاه بی اهمیت و گاه ضد ارزشند. تعداد این نوع ارزشها در ایران ما کم نیستند.
از نظر من، اخلاق پایبندی به ارزشهای نوع اول است. ارزشهای نوع دوم فقط عادتند. از بدو تولد به ما گفته اند که اینها ارزشند و آنقدر گفته اند که تصوری غیر از آن سخت است. ملتها و نژادها و دینداران و فرهنگها فقط معتاد به این روش هایی هستند که نامشان را ارزش می گذارند. آنقدر معتادند که نبود آنها به نظرشان ضد ارزش است. ترک این اعتیاد هم سختتر از ترک هر اعتیاد دیگری است.

۶ نظر:

Aydin K گفت...

ضمن تاييد سخنان شما عرض شود كه فارغ صحيح است.

حجت قندی گفت...

خیلی ممنون
درست کردم.

پایین گفت...

چه مستندی هست که ارزش های جهانی عادت نیستند ولی ارزش های بومی هستند؟

حجت قندی گفت...

ناشناس عزیز:
اگر چند قوم کاملا جدا از هم چیزی را به عنوان ارزش انتخاب کنند به احتمال بیشتری این ارزش ریشه ای فراتر از عادت های قومی دارد. اما اگر یک قوم چیزی را به عنوان ارزش انتخاب کند و در اقوام دیگر هیچ ریشه و رگه ای از این ارزش پیدا نکنید احتمالا این چیز ارزش واقعی نیست.

داود گفت...

فکر میکنم در فلسفه اخلاق این مباحث کاملا بررسی شده باشد.خود من در این باره به نظریات اسپنسر که در دیدگاه هایک هم منعکس شده خیلی علاقمندم.

ناشناس گفت...

داود عزیز:
مرسی از کامنت.
من درباره فلسفه اخلاق مطالعه نکرده ام اما قصدم این است که در آینده نزدیک و وقتی فرصتی به دست دهد این کار را انجام دهم.