ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۷, پنجشنبه

بلای تحریم

گزارش 100 روزه روحانی از اوضاع اقتصادی کشور، بیش از هر چیز دیگری، موید این حقیقت است که تحریم ها واقعا به اقتصاد ایران ضربه زده اند. از اعداد و ارقام بیان شده در مصاحبه آقای روحانی چنین می توان نتیجه گرفت که هدف دولت او، اگر بشود، این است که بودجه دولت را به حدود 150 هزار میلیارد تومان برساند. که در این صورت هم احتمالا دولت در حدود 50 درصد کسری بودجه را در سال جاری تجربه خواهد کرد. توجه کنید که اگر تحریم ها وجود نداشتند، درآمد ارزی ایران حدود 150 میلیارد دلار می بود. که با تبدیل این دلار به ریال، و نادیده گرفتن تمام درآمدهای دولت از امور گمرکی و مالیات ها و غیره، درآمد دولت به دلار آزاد چیزی در حدود 450 هزار میلیارد تومان، و به دلار 2500 تومانی به حدود 375 هزار میلیارد تومان می رسید که برای تامین بودجه نه تنها کافی بود که مازاد بودجه ای هنگفت ایجاد می کرد. این محاسبات مرا به این نتیجه ساده می رساند که بزرگترین خطای دولت احمدی نژاد نه در تصمیمات اقتصادیش، که اکثر آنها هم خطا بودند، بلکه در صاف کردن جاده سیاسی بود که به جایی جز تحریم نمی رسید. نتیجه ساده دوم این است که تورم بالا در ایران، با توجه به نزدیک به 50 درصد کسری بودجه که از زمان جنگ تاکنون بی سابقه است، فعلا ادامه خواهد داشت.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۲, شنبه

ضربه ای که احمدی نژاد و تیمش به ایران زدند.

درآمد ارزی یی که در هشت سال گذشته در اختیار دولت احمدی نژاد بوده است، به روایتی، بیش از درآمد ارزی کشور در 100 سال گذشته بوده است. با این درآمد، نبوغی می خواهد که اوضاع کشور را به شرایطی رساند که الان هست. همه اینها ناشی از جهان بینی اقتصادی سیاسی عجیب و غریبی بود که این تیم داشت. یکی از مهمترین اشتباهات این تیم، به واقع اصرار به ناسازگاری در جریان پرونده هسته ای بود. فرض هم این بود که آنها هیچ غلطی نمی توانند بکنند. یا انتقال پرونده ایران به شورای امنیت اصلا اهمیتی ندارد. کار را به آنجایی رساندند که الان هست و نیاز به توصیف ندارد. 

آن تیم رفته است و پرونده هسته ای ایران، شاید برای اولین بار، در دست یک دیپلمات حرفه ای است که در همه جا به احترام از او یاد می شود. اما معکوس کردن ضربه ای که آقایان در آن هشت سال به سیاست خارجی ایران وارد کردند، بیش از همت یک دیپلمات حرفه ای را لازم دارد. یکی از مشکلات و دردسرهای رفتن پرونده ایران به شورای امنیت، تا آنجا که من آن را می فهمم، این است که، برای توافق، دیگر راضی کردن یک طرف کافی نیست. باید همه اعضای شورای امنیت را راضی کرد. همین است که گاگولی مانند فابیوس می تواند سرنوشت ایران را به هم بزند و از این طریق مثلا از عربستان امتیاز بگیرد. به عبارتی، تیم احمدی نژاد سرنوشت ایران را به دست امثال فابیوس و عربستانی ها سپرد. اگر پرونده در آژانس مانده بود هم توافق آسانتر بود و هم دست امثال عربستانی هایی که فقط از ایران و ایرانی متنفرند به سرنوشت ایران چنین باز نبود.

در شرایط کنونی، اگر هم توافق موقتی صورت بگیرد، وضعیت به هشت سال گذشته باز نمی گردد. فقط نفسی است برای اقتصاد و مردم ایران، در شرایطی که دست تحریم گلوی همه را می فشارد.


ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۲۹, چهارشنبه

نابرابری در جهان در حال کاهش است.


نابرابری درآمدی در جهان رو به کاهش است و نمودار زیر هم نشاندهنده همین کاهش نابرابری است. (منبع
البته استثناء در این میان کشورهای امریکا و انگلیسند. به عقیده برد دی لنگ، این افزایش نابرابری در این دو کشور نتیجه سیاست گذاری بوده است و نه اقتصادی. دیگرانی هستند که با این نظر مخالفند.




ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۱۶, پنجشنبه

باز هم آمار شکمی


 چیزی که بیشتر از آمار سازی مرا آزار می دهد این است که بسیاری از کسانی که آمار می سازند کمترین سواد آماری ندارند. از بدبختیهای آموزشی در ایران همین بس که فهم مفاهیم ساده ای مثل متوسط هم اینقدر سخت شده است. مثلا به این خبر از سایت الف نگاه کنید. عنوانش این است که: سن زنان کارتن خواب به ۱۷ سال رسید. و با این جمله شروع می شود که: معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران گفته: «میانگین سن زنان کارتن‌خواب شهر به ۱۷ و ۱۸ سال کاهش یافته است.» ... و بعد در جمله ای می خوانیم: جهانگیری فرد با اشاره به اینکه میانگین سن زنان کارتن‌خواب شهر به ۱۷ و ۱۸ سال کاهش یافته است، هشدار مي‌دهد: «شاید به صورت موردی فردی با سن کمتر از ۱۵ سال نیز در شهر تهران کارتن‌خواب شود اما به دلیل سن کم سریعا به مراکز بهزیستی تحویل داده می‌شود آنچه در این میان اهمیت دارد این است که زنان کارتن‌خواب شهر تهران جوان شده‌اند.» 

اولا که آن جمله عنوان خبر، " سن زنان کارتن خواب به ۱۷ سال رسید."، بی معنی است. مگر اینکه مثلا یک کلمه متوسط آنجا می گذاشتند. ثانیا: اینکه بگوییم «میانگین سن زنان کارتن‌خواب شهر به ۱۷ و ۱۸ سال کاهش یافته است.» به این معنی است که اگر یک زن ِ مثلا 50 ساله خیابان خواب است، همزمان بایستی مثلا 25 زن ِ پانزده ساله کارتن خواب باشند. یا 7 زن ِ ده ساله کارتن خواب شوند. آیا همچو چیزی هست؟ جمله بعد مشخص می کند که نه، پانزده ساله های کارتن خواب زود به بهزیستی تحویل داده می شوند. پس منظور این آقا و این آمار چیست؟

نتیجه اینکه این خبر اصلا خبر نبود.