ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۸, دوشنبه

تصمیمات ناپایدار ارزی

 در همه جای دنیا، دولتی ها آنهایی هستند که می خواهند همه چیز را کنترل کنند. یک دلیل اختراع علم اقتصاد این است که گاهی به دولتی ها متذکر شود که محدوده کنترل شان کجاست. مثلا اینکه نمی توانند قیمت ارز را در دراز مدت تثبیت کنند. می توانند ارزشان را به قیمت پائینتر از بازار بفروشند ولی گمان نکنند که با فروختن ارز به قیمت دلبخواه تورم را کنترل می کنند و یا تقاضا برای ارز را پائین می آورند. می توانند روی کاغذ قیمت گذاری کنند ولی بازار (حتی بر خلاف میل بازاریها) قیمت تعادلی اش را پیدا می کند.

این روزها، کنترل چی ها که از کنترل کردنشان به نتیجه دلخواه نرسیده اند به این گمان رسیده اند که شاید به درستی کنترل نکرده اند. این است که هر روز این اهرم و آن اهرم و هر وسیله دیگری که در دستشان است را جابجا می کنند. به این امید که شاید چیزی درست کار کند. (هیچ کدامشان هم نمی دانند که آن چیز که باید درست کار کند چیست البته.) به همین دلیل است که هر روز و هر ساعت تصمیم جدید ارزی می گیرند. آنقدر تغییرات در این تصمیم ها زیاد شده که فرصت تعقیب آنها اصلا میسر نمی شود. من که فقط تیتر اخبار تغییرات این تصمیم ها را می خوانم. مانده ام که بازار چگونه می خواهد خود را منطبق کند.

ضرب المثلی هست که می گوید وقتی سرت درد می کند یک قرص بخور و کمی منتظر باش. کنترل چی های عزیز، حداقل یک اهرم را تکان دهید و کمی منتظر باشید. بازار را کاملا ملتهب کرده اید با افکار نامنسجم تان. به قول حافظ: عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری.

پ.ن. آیا کسی از دوستان می داند که این شایعه ای که دولت ارز سپرده های ارزی را به ریال بازپس می دهد آنهم به قیمت اختیاری خودش صحیح است یا خیر؟ من منبع موثقی برای این خبر پیدا نکرده ام.

پ. ن. دو نفر از دوستان در نظرها گفته اند که خبر بازپس ندادن سپرده های ارزی کاملا شایعه است. 

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۹, شنبه

بر هم ریختن بازار ارز به وسیله دولت

این روزها دولت تمام تلاش خود را کرده است که بازار ارز را از بین ببرد. البته کم کم می فهمند که نمی توانند بازار آزاد ارز را جمع کنند که قصه دیگری است. (مثلا وزیر باهوش اقتصاد گفته بود که باید این بازار مکاره را جمع کنیم. ما هم البته از این مزاح خندیدیم.) بگیر و ببند هم فایده ای ندارد. بازار سر جایش است البته بازار کمی با قبل متفاوت شده ولی بازارش هست. اما اگر موفق می شدند که به قول خودشان جمع کنند بازار ارز را چه می شد؟ معنیش این نمی شد که قیمت ارز آن شده که در بازار مبادلاتی است یا آن که در بازار ارز مرجع است که آنها همه قیمت رانتی است. معنیش این بود که قیمت ارز بی نهایت شده است. چرا؟ تصور کنید که کسی به بازار برود و ارزی را که برای مسافرت مثلا لازم دارد نتواند بخرد. یعنی حتی اگر ده هزار تومان هم بدهد نتواند یک دلار بگیرد. صد هزار تومان هم بدهد نتواند یک دلار بگیرد. یعنی که قیمت ارز بی نهایت شده است.

که البته نشده است چون دولت نتوانسته است که بازار ارز را نابود کند.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۵, سه‌شنبه

دولت باهوش، بانک مرکزی باهوش تر

دولت در سال گذشته 9.6 میلیون سکه پیش فروش کرده به قیمت حدود 600 هزار تومان. قیمت سکه در بازار حدود 1.4 میلیون تومان است که تفاوت این دو قیمت می شود حدود 800 هزار تومان. ضربدر تعداد سکه می شود به عبارت: 7 هزار و 680 میلیارد تومان. خورده اش را که کنار بگذاریم هفت هزار میلیارد تومان، یا هفت ملیون ملیون تومان، منتقل شده از خزانه به خریداران سکه. که حتما همگی از قشر محرومند دیگر. به این می گویند دولت باهوش. بانک مرکزی باهوش. نوبل اقتصاد باید بگیرند این آقایان.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۴, دوشنبه

نوبل اقتصاد


راث و شپلی برندگان نوبل امسالند. فرصتی هست که کمی از کارهای علمی این نوبلیست های امسال یاد بگیریم شاید. این ویدئوی سخنرانی راث درباره مچینگ هست که برای گوگلی ها ارائه کرده. اقتصاد خونده ها و نخونده ها می تونند به یکسان از اون استفاده کنند.



پ.ن. هی حال می کنیم که این کلان کارها فعلا جایزه نوبل رو نمی برند. مخصوصا این رابرت برو. اعصاب ما رو خورد کردن از بس همشون شدن سیاسی کار. هی هر سال خواب نوبل می بینند وچیزی دستشون نمی گیره. اگه می شد جایزه رو از چند تا از اونا پس هم بگیرند انوقت کروگمن و لوکاس هم به دلیل سیاسی کاری و حماقت های گوناگون کاندید من بودند. از هر دو طیفند محض اطلاع.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۲, شنبه

تصمیمات احمقانه ارزی-3

تعریف : تصمیم احمقانه ارزی تصمیمی است که کنترلچی ها می گیرند به این نیت که بازار ارز را کنترل کنند غافل از اینکه تصمیم فقط وضع را بدتر می کند.بر این اساس چند نرخی کردن ارز یک تصمیم خیلی احمقانه است. این بازی مسخره چند نرخی ارز بزرگترین جریان رانت خواری در تمام طول تاریخ اقتصادی ایران را ایجاد کرده است. آنها که به ارزهای ارزانتر دسترسی دارند مشغول رانتخواری اند و آنها که ندارند مشغول تماشای رانتخواری و از دست رفتن ثروت واقعیشان به طور همزمان. (شاید هم تصمیم احمقانه ای نیست. تنها در این مورد است که من هر نظریه توطئه مانند را صددرصد نمی توانم رد کنم. اگر آنها که دسترسی دارند از خودیها، دولتیها، و امثال آنها هستند که وام 3 هزار میلیارد تومانی هم می توانستند بگیرند در این صورت سیستم چند نرخی تصمیمی هوشیارانه برای ایجاد این عظیم ترین جریان رانت در تاریخ ایران بوده است. البته من فرض را بر این نظریه توطئه قرار نمی دهم.) هدف از ارز دونرخی، طبق نظر آقایان، کنترل تورم بوده است. اما این آقایان حتی ساده ترین اصول اقتصاد را هم نادیده گرفته اند. همین امروز مهدی غضنفری، وزیر صنعت، معدن و تجارت خواهان برخورد شدید با تولیدکنندگانی شده که به گفته او از سه ماه پیش ارز مرجع  دریافت کرده اما اکنون کالای خود را به قیمت ارز سه هزار تومانی در بازار عرضه می‌کنند. ها ها ها. شما فکر می کنید که تولید کننده احمق است که ارز را بگیرد و کالا وارد کند و تولید کند و بعد کالایش را ارزانتر از قیمت بازار بفروشد؟ اصل ساده اقتصادی: تولید کننده سودش را حداکثر می کند. آن تولید کننده ای که سودش را حداکثر نکند احمق است و در دراز مدت مکانیسم های بازار او را حذف می کنند. از این که بگذریم شما تولید کننده: ارز را می گیرید و می توانید بلافاصله با فروش آن صد تا دویست درصد سود کنید، یا بروید ماده اولیه را با هزار دردسر وارد کنید و تولید کنید و با گرفتاری مثلا 30 درصد سود ببرید. چند درصد مردم راه اول را انتخاب می کنند؟ چند درصد راه دوم؟ اگر جوابش را نمی دانید از آن صندلی وزارت استعفا دهید.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۲۰, پنجشنبه

ذخایر و درآمد ارزی ایران


گزارش فایننشیال تایمز خلاصه ای خواندنی درباره وضعیت ارزی ایران است. جمله زیر لب کلام مقاله است. سوال این است که آیا ذخیره ارزی مهمترین فاکتور تعیین کننده وضعیت اقتصادی ایران در این شرایط تحریمی است یا خیر؟


Iranian imports will be around $55-60bn this year versus exports of $55-60bn ($40bn oil, down from $110bn last year due to US sanctions). In addition, Iran has $100bn of fx reserves, around $70bn of which is available ($30bn stuck in banks overseas) and 900 tons of gold. On an economy of $480bn, we are not looking at economic collapse here given basic products will still come in at the appropriate rate and the subsidy reform program has now been halted, so basic essentials such as food staples, gasoline etc are still available at the same fixed Iranian rial price as before with rough equivalence in dollars coming in and out (although there will be more barter agreements in future, such as a wheat for oil agreement with the Indians being agreed right now). Iran has run a current account surplus for 13 years and has minimal debt, both local and foreign (< 7% of GDP).

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۸, سه‌شنبه

قیمت ارز در بازار آزاد

قیمت امروز ارز در بازار آزاد طبق محاسبه من برابر  3456.38 تومان بوده است. خطای محاسبه (بدون توجه به ریسکی که توضیحش می آید)باید کمتر از نیم درصد باشد. توجه کنید که این عدد را از بازار نیامده بلکه محاسبه شده است. در محاسبه ریسک هجوم نیروی انتظامی به بازار منظور نشده است. اگر این ریسک را در نظر بگیرید در آنصورت قیمت دلار باید کمی کمتر از عدد بالا باشد که به دلیل اینکه ریسک پریمیوم مردم را دانسته نیست محاسبه آن خظا مشکل است. به نظرم تفاوت قمیت خرید و فروش ارز می تواند منعکس کننده حداکثر ریسک پریمیوم باشد.

پ.ن. برای اینکه ابهامی پیش نیاید، محاسبه به این گونه بوده است که من رگرسیون ساده اکسلی بین نرخ های گذشته طلا و سکه در ایران و جهان و نرخ ارز انجام داده ام و رابطه بین آنها فوق العاده قویست. گاهی این رابطه دچار خدشه می شود که راه را برای آربیتراژ زرنگها احتمالا در ایران باز می کند. اما با این قیمت طلا در ایران، قیمت دلار باید این باشد که می بینید.

پ.ن. امروز هم قمیت را حساب کردم و عدد 3324.4 را گرفتم. دنیای اقتصاد عدد 3270 را ذکر کرده است که خطایی حدود 1.6 درصد است. 

سایتهایی مثل مثقال دیگر قیمت ارز را اعلام نمی کنند و شایعات درباره قیمت ارز زیاد است مثلا بعضی از سایتهای داخلی قیمت 2850 تومان را امروز منعکس می کردند که اصلا درست نیستند.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۶, یکشنبه

تصمیمات احمقانه ارزی-2

تعریف : تصمیم احمقانه ارزی تصمیمی است که کنترلچی ها می گیرند به این نیت که بازار ارز را کنترل کنند غافل از اینکه تصمیم فقط وضع را بدتر می کند. با این تعریف، تصمیم به  نابود کردن بازار آزاد ارز مادر همه تصمیم های احمقانه ای است که تا کنون گرفته شده است. به دلایل متعدد از جمله اینکه: 1- کنترلچی ها فکر می کنند که می توانید بازار مبادله ارز را نابود کنند. ولی با این کار فقط این بازار را به بازار سیاه تبدیل می کنند. 2- این تصمیم آدم های ریسک پذیر را وارد بازار و آدم های شریف را از این بازار بیرون می کند. 3-مارجین سود را در بازار ارز افزایش می دهد که به ضرر اقتصاد و در نهایت به ضرر مصرف کننده است. 4- سیگنال ارزی تنها سیگنالی است که مردم ایران را نسبت به قمیت هر چه خدمات و کالا در خارج است و مردم جهان را نسبت به قمیت هر چه خدمات و کالا در ایران است آگاه می کند، این تصمیم این سیگنال را مکدر می کند. 5- هزینه صادرات را افزایش می دهد به این دلیل که مثلا می خواهند صادرکننده را وادار کنند که ارزش را به آنها بفروشد. 6- هزینه واردات را زیاد می کند بدون اینکه ارزشی در جای دیگر ایجاد کرده باشد و این فقط به ضرر مردم است. 7- مردم نیازمند به ارز را که به ارز ترجیحی و پارتی بازی و هر کوفت دیگری دسترسی ندارند به صورت قانونی به آدم قاچاقچی تبدیل می کند. 8- نااطمینانی در بازار را به شدت افزایش می دهد، مثلا کسی که جنسش را از خارج وارد کرده است و دسترسی یه ارز ندارد نمی داند که جنسش را با چه قیمتی بفروشد که مثلا با 10% کمتر از آن بتواند آن را جایگزین کند. با کور کردن ارز او را وادار میکنند که از معامله دست بکشد.....
و مهمتر از همه اینکه آزادی مردم را محدود می کند این تصمیم، و همانطور که گفتم باعث ایجاد فساد می شود، قاچاقچی درست می کند، و هم اگر تاثیری بر روی قیمت ارز داشته باشد آن تاثیر کاهش قیمت نیست.


توجه کنید که ممنوعیت مثلا چند روزه مبادله ارز شاید بتواند تقاضای سفته بازی را کم کند، اما در مدت کوتاهی، قیمت ارز به آنجایی می رود که فاندامنتالهای اقتصادی دیکته می کنند.






ادامه دارد ....چون تصمیمات احمقانه ارزی کم نیستند.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۴, جمعه

تصمیمات احمقانه ارزی-1

تعریف : تصمیمات احمقانه ارزی تصمیماتی است که کنترلچی ها می گیرند به این نیت که بازار ارز را کنترل کنند غافل از اینکه تصمیماتشان فقط وضع را بدتر می کند. با این تعریف، تصمیم به محدود کردن ارز همرا ه مسافر به 5000 دلار یک تصمیم احمقانه ارزی است. به  این دلیل که کسی که می خواهد ارز از ایران خارج کند به راحتی راه آن را پیدا میکند چون ایرانی است و راه و چاه این کارها به راحتی خود را نشان می دهند. این سیاست تهدیدی است برای کسانی که بخواهند ارز وارد ایران کنند. من دوستی دارم مقیم یکی از کشورهای همسایه که یکی از نزدیکانش از ایران جنس وارد می کند. می گوید به برادرش گفته که "دلار ور نداری با خودت ببری ایران تو این اوضاع می گیرنت می شی قاچاقچی."

هم آزادی مردم را محدود می کند این تصمیم، هم باعث ایجاد فساد می شود، هم قاچاقچی درست می کند، و هم اگر تاثیری بر روی قیمت ارز داشته باشد آن تاثیر کاهش قیمت نیست.

ادامه دارد ....چون تصمیمات احمقانه ارزی کم نیستند.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه

تورم ماهانه 70 درصدی؟

استیو هنک از موسسه کاتو و استاد اقتصاد دانشگاه جان هاپکینز ادعا می کند که طبق محاسباتی که کرده، تورم ماهانه در ایران بایستی در حدود 69.6% شده باشد که رکورد تاریخی تورم در ایران خواهد بود اگر درست باشد. چند نکته:

1- روش محاسبه هنک برای من روشن نیست و به این آمار من به دیده شک نگاه می کنم. فکر می کنم که تورم هنوز به این حدود نرسیده باشد. گر چه آماری هم ندارم که این را ثابت کنم.

2- چرا بانک مرکزی به صورت شفاف تورم را اعلام نمی کند. اگر تورم را اعلام نکنید اعدادی مثل این حالت چسبندگی پیدا می کنند. 

3- عدد و رقم تورم در این شرایط به هم ریختگی اقتصاد ایران چندان مهم نیست. مردمی که، درآمدشان تقریبا ثابت مانده، با سبدی به بازار می روند و  و محتوای این سبد را با محتوای آن در سال گذشته مقایسه می کنند با استخوانشان می دانند که تورم به آنها چه می کند. اعلام این آمار مردم را ناراحت تر نمی کند. اعتماد را افزایش می دهد.

4- که این ما را می رساند به بزرگترین بحرانی که الان در ایران با آن مواجهیم و آن بحران اعتماد است. وضعیت به هم ریختگی ارزی تا حدود زیادی ناشی از عدم اعتماد بازارها و مردم به دولت و بانک مرکزی است و کسی جز بانک مرکزی این اعتماد را از بین نبرده است. سالها طول خواهد کشید که این اعتماد به مردم برگردد.

پ.ن. رابطه ریال و دلار در بازار آزاد و رسمی به نقل از هنک:





ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۲, چهارشنبه

تورم تا کجا بالا خواهد رفت؟

بیشینه تورم در تاریخ اقتصادی ایران در سال 1373 و معادل 49 درصد بوده است. چرا تورم در آن سال آنقدر بالا رفت؟ یکی از دلایل این است که آن سال، سال شوک ارزی بود. درست مثل امسال. دلار تقریبا به همین نسبت هایی که امسال تغییر کرده تغییر کرده بود. البته سال بعدش هم تورم ادامه یافت. اگر مشابهتی بین امسال و سال دیگری در اقتصاد ایران می خواهید، آن سال شبیه ترین است به شرایط اقتصادی امسال. البته، بعضی از پارامترهای اقتصادی در حال حاضر بهتر از آن سال به نظر می رسد، مثلا مجموع صادرات غیرنفتی، قیمت نفت، و کلا بنیه اقتصادی. اما بعضی از شرایط اقتصادی به مراتب بدتر از آن سال است. مثلا تحریمها، کاهش صادرات نفتی، وضع سیاست خارجی که در حد افتضاح است. مدیریت ارزی هم از آن روز بدتر است. به همان شیوه بگیر و ببند و غیره. (همان روزها هم همین بزن ببندها را کردند و همگی شکست خورد. جهان سوم یعنی همین، مدام همان تجربه ها را تکرار می کنیم.)

به نظر من تورم امسال در ایران، تورم رسمی را می گویم که اعلام نمی کنند، باید در همان حد و اندازه تورم در آن سال بشود. توجه کنید که هنوز نشده است. متاسفانه باید کمربندها را محکمتر بست.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۰, دوشنبه

قیمت دلار تا کجا بالا می رود؟

دلیل اولیه بحران ارزی فعلی چیست؟ جواب را همه می دانیم. دلیل واقعی تحریم است. البته دلایل فرعی دیگری هم هست که من آنها در این نوشته ذکر کرده ام. اما علت العلل این بحران فعلی، تحریم است. دلیل تحریم چیست؟ تحریم را طراحی کرده اند برای مقابله با برنامه هسته ای ایران. (البته می گویند که این دشمنی با ایران حتی اگر مسئله هسته ای وجود نداشت موجود بود، اما مسئله این است که برنامه هسته ای همه را بر علیه ایران متحد کرده است و بنابراین فکر نمی کنم بدون وجود برنامه هسته بحران ادامه یابد.) پس تحریم را تا کی ادامه خواهند داد؟ جواب احتمالا این است که تا وقتی که ایران دست از برنامه هسته ای اش بکشد. پس سوالی که شما باید از خودتان بپرسید این است: دلار تا کجا باید بالا رود تا مشکل ایران با غرب بر سر مسئله هسته ای حل شود؟ 5000 تومان؟ 10000 تومان؟ هر جا که فکر می کنید نقطه عطفی برای مذاکرات ایجاد می کند همان نقطه حد قیمت دلار است. من جوابش را نمی دانم. شما حدس بزنید.