ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۱۷, سه‌شنبه

حسادت، حس خوشحالی و وضعیت اقتصادی

دیروز مقاله ای از یک خانم روانشناس در نیویورک تایمز خواندم که این سوال را مطرح کرده بود که با وجود وضعیت بد اقتصادی در امریکا، چرا ما هنوز خوشحالیم و به اندازه که باید ناراحت، ناامید و سرخورده نیستیم. جوابش هم این بود که: خبرهای بد این روزها همه را تحت تاثیر قرار داده است.
تحقیقات اقتصادی و روانشناسی نشان داده است که وقتی فقط شما شغلتان را از دست می دهید یا وقتی در سرمایه گذاری شکست می خورید و یا وقتی
فقط درآمد شما کاهش پیدا می کند احساس نارضایتی از زندگی به شما دست می دهد. اما وقتی همه، از کارگر ساده تا ثروتمندان سرمایه دار، وضعشان بدتر می شود رضایت از زندگی در همان سطح قبلی می ماند.
در حقیقت مردم به وضعیت نسبی خود بیشتر اهمیت می دهند تا وضعیت مطلق. مقاله ای هست نوشته Hemwnway از دانشگاه هاروارد که نشان می دهد که بسیاری از مردم وضعیتی که در آن درآمد آنها 50000$ و درآمد بقیه 25000$ است
را به وضعیتی که در آن درآمد آنها 100000$ و درآمد بقیه 200000$ است ترجیح می دهند. نمونه دیگر تحقیقی است از که نشان می دهد گاهی مردم حاضرند که کمی ضرر کنند اگر این به معنی آن باشد که دیگری ضرر بیشتری بکند. یا Andrew Clark اقتصاددان فرانسوی نشان داده است که بیکاری در جامعه ای با نرخ بیکاری بالا کمتر آزاردهنده است تا بیکاری در جامعه ای با نرخ بیکاری پائین. علاوه بر این، بسیاری از مردم بیکار اگر همسر بیکار هم داشته باشند خوشحالتر خواهند بود.
لازم به یادآوری به دوستان غیراقتصادی است که اقتصاد کلاسیک به حسادت و موقعیت نسبی اجتماعی اهمیت چندانی نمی دهد.