ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۹, یکشنبه

ناهار 2.1 میلیون دلاری با ثروتمندترین مرد دنیا و نتایج اخلاقی

وارن بافت ثروتمندترین مرد دنیاست. 62 میلیارد دلار پول دارد. (و تو چه می دانی که 62 میلیارد دلار چقدر پول است:)). ثروتمندی است خود ساخته، به این معنی که ثروتش را از کسی به ارث نبرده است. آنچه که مرا علاقه مند به زندگی وارن بافت می کند ثروت او نیست. وارن بافت مردی متواضع است. هنوز در همان خانه ای زندگی می کند که در 50 سال قبل به قیمت 31 هزار دلار خریده است. مجموعا سه دست کت و شلوار دارد که آخرینش را در چین هدیه گرفته است. مدافع افزایش مالیات بر درآمد ثروتمندان است. 85% از ثروتش را وقف امور خیر کرده است که میلیاردها دلار از آن به بنیاد بیل گیتس (صاحب مایکروسافت) پرداخت خواهد شد. بنیاد گیتس بنیادی است که از مجموعه وسیعی از کارهای نیک پشتیبانی می کند. از کمک به دانش آموزان مستعد برای ورود به دانشگاه گرفته تا کمک به تحقیق و توسعه برای یافتن برنج مغذی تر، تا کمک به کتابخانه های دنیا و کمک به وام دهندگان به فقرا و...
داستان این ناهار 2.1 میلیون دلاری هم این است که وارن بافت ثروتش را از راه سرمایه گذاری در شرکت های دیگر به دست می آورد. ثروت او بهترین گواه دانش او از سمت و سوی حرکت بازار در آینده است و سرمایه داران این را می دانند. اینجاست که اطلاعات او قیمت طلا را پیدا می کند. به همین دلیل است که وارن بافت هر از چند گاهی فرصت صرف ناهار و صحبت در هنگام ناهار خوردن را در سایت ebay به حراج می گذارد. امسال یک سرمایه دار چینی برنده این مزایده شده است. درآمد مزایده هم به جیب بنیاد خیریه ای در سانفرانسیسکو می رود که به خیابان خوابها خدمات می دهد.
نتیجه اخلاقی:)
1- بیشتر ثروت امریکا را ثروتمندان ایجاد کرده اند. (آن سرود ابلهانه را خاطرتان هست که می گفت: ثروت انبوه تو خون دل توده هاست... امریکا امریکا... که مثلا امریکا ثروتش را از فقرای افریقایی... به دست آورده است. عقل و انقلابیون چپی ما دو مجموعه بودند که اشتراکشان تهی بود. واقعیت بر عکس این قضیه است: ما از ثروت بیل گیتس و امثالش دزدیده ایم. یک نرم افزار دزدی نشده در ایران پیدا نمی کنید. یک فیلم پیدا نمی کنید که غیر قانونی کپی نشده باشد.) ثروت چین را هم ثروتمندان آن کشور ایجاد می کنند. طرز تفکر انقلابیون چپی و ثروت ستیز ما بزرگترین مانع در راه تکاثر ثروت در ایران بوده است. ثروت یک کشور نیز چیزی نیست مگر مجموعه ثروت تک تک افراد آن.
2- این ادعا که عده ای ثروتمند در ایران ثروتشان را از طریق ایجاد رانت به دست آورده اند درست است. راه حل این فساد آشکار قطع دست کارفرمایانی نیست که ثروت و شغل ایجاد می کنند. راه حل شفاف کردن سیستم است که البته ساده هم نیست. دولت هم که خدا خیرش بدهد فقط مشغول گل آلود کردن سیستم است که ناکارایی خود را بپوشاند. شعار مافیا مافیا بدون اینکه حتی یک مورد از این مافیاها را گرفته باشند و در سیستمی شفاف و بدون سیاست بازی محاکمه کرده باشند فقط آب را گل آلود می کند، مردم را ضد سرمایه داری و سرمایه دار می کند که این خود مانع تکاثر ثروت در آینده می گردد.
3- ذهن ما ذهن متناقضی است: ثروت می خواهیم ولی ثروتمند نمی خواهیم. پول می خواهیم ولی پولدار را خفه می کنیم. ماجرای شهرام جزایری را نگاه کنید. جرمش این بود که سریع ثروتمند شده بود. آن داستانهای رشوه دادنش هم همه بهانه بود و گر نه دلیل اینکه او در بند است و همه رشوه بگیرانش آزادند چیست؟ رشوه بگیرانی که کارمندان دولت و مجلس بوده اند و علی القاعده به دلیل خیانت به امانتی که مردم به آنها داده اند (پست و منصب)جرمشان به مراتب سنگینتر است.
4- نه اینکه در امریکا و اروپا ثروتمند رانت خور نباشد. سیستم شفاف تر است در نتیجه فساد کمتر است.وارن بافت: عکس از AP



ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه

بزرگترین قلم صادراتی امریکا از نظر حجم: آشغال

یکی از بزرگترین اقلام صادراتی امریکا در سالهای اخیر آشغال است. صادرات آشغال امریکا به چین در سال گذشته بیش از 6.1 میلیارد دلار بوده است. اقلام صادراتی مهم عبارتند از کاغذپاره، قوطی آلمینیومی، آهن قراضه و پلاستیک. قیمت این آشغالها هم به شدت در حال افزایش است. قیمت قوطی آلمینیومی قراضه نسبت به پنج سال پیش دو برابر، قیمت پلاستیک بازیافتی حدود سه برابر و قیمت کاغذپاره تا چهار برابر افزایش یافته است. دو عامل باعث افزایش قیمت آشغال شده است: اول، افزایش قیمت مواد خام مانند سنگ معدن که باعث افزایش قیمت جایگزین آن مواد (مثل قوطی آلمینیومی، آهن قراضه و پلاستیک) می شود. دوم، افزایش قیمت انرژی، مثلا تولید آلمینیوم از قوطی آلمینیومی در مقایسه با تولید آلمینیوم از سنگ معدن آلمینیوم (بوکسیت) به نود درصد کمتر انرژی نیاز دارد. همین قضیه برای دیگر آشغالها هم صادق است.
اطلاعات فوق از فیلم خبری زیر از ان بی سی است.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۳, دوشنبه

مدارای مذهبی در امریکا

موسسه PEW اخیرا نظرسنجی انجام داده است که نشان از تسامح و تساهل مذهبی در امریکا دارد. تقریبا سه چهارم امریکاییها با این نظر موافقند که دینهایی به غیر از دینی که آنها به آن اعتقاد دارند می تواند موجب به اصطلاح سعادت اخروی شود. 57% از اونجلیکال ها (پروتستانهای خیلی مذهبی) ، 79% کاتولیکها، 80% یهودیها هندوها و بودیستها، و بیش از نیمی از مسلمانان امریکا قبول دارند که دینهای دیگر هم باعث نجات اخروی انسان می شوند. این نظرسنجی با عقیده رایج که آدم های مذهبی کمتر معتقد به تساهل و تسامحند در تناقض است.
از دیگر نتایج این نظرسنجی اینکه:
  • 92% امریکاییها به خدا یا نوعی قدرت مافوق طبیعی معتقدند. از این میان 71% به وجود خدا کاملا مطمئنند، 17% تا حدودی مطمئنند، 4% معتقدند ولی مطمئن نیستند و 5% اعتقاد ندارند و 3% هم نمیدانند.
  • 58% می گویند که هر روز به طور خصوصی دعا و عبادت می کنند 17% یک بار در هفته و 6% هم چند بار در ماه.
  • یک پنجم آدمهای بی دین به خدا یا نوعی قدرت مافوق طبیعی معتقدند.
  • دو سوم یهودیها، مسلمانان، هندوها و بودیستها دمکراتند یا به دمکراتها متمایلند.
  • 77% کلیسای سیاهان به دمکراتها متمایلند. در حالیکه فقط 33% مورمونها دمکراتند.
  • 50% از مسیحیان اونجلیکال جمهوری خواه یا متمایل به جمهوریخواهانند، در حالی که مسیحیان اونجلیکال دمکراتند یا به دمکراتها متمایلند.
به امید مدارای مذهبی بیشتر در ایران و جهان.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ تیر ۲, یکشنبه

بزرگترین تولید کنندگان و مصرف کنندگان نفت

تصویر زیر ده بزرگترین مصرف کنندگان و تولیدکنندگان نفت را نشان می دهد. ارقام مصرف و تولید سالیانه بر حسب تن است.
منبع : کریستین ساینس مانیتور

ه‍.ش. ۱۳۸۷ خرداد ۲۲, چهارشنبه

ایران آینده شبیه کدام است: کره جنوبی یا کره شمالی؟

اجازه بدهید این نوشتارم را با چند سوال شروع کنم: به نظر شما ایران آینده بیشتر شبیه کدام کشور است؟ مردم و سیاستمداران ما کدام کشور را الگویی برای آینده خود برگزیده اند؟ سند چشم انداز را که نگاه کنید فکر می کنید که تصور سیاستمداران ما از ایران آینده احتمالا چیزی شبیه کره جنوبی است، البته از نوع اسلامی آن. اما واقعیت صحنه اقتصادی ایران و کره جنوبی دو چیز کاملا متفاوت را نشان می دهد. اقتصاد کره جنوبی اقتصادی است متکی بر منابع انسانی. اقتصاد ایران اما، اقتصادی است متکی بر فسیل دایناسورهایی که میلیونها سال پیش می زیسته اند. کره ای ها ثروتمندند چون تکنولوژی دارند، تکنولوژی دارند چون فرهنگ خلاقیت دارند، فرهنگ خلاقیت دارند چون مکانیزم های فعال در اقتصاد کره به خلاقیت پاداش می دهند. در کشور عزیز ما ایران اما، ما تکنولوژی را وارد می کنیم و چون فرهنگ خلاقیت نداریم این تکنولوژی بعد از مدتی از رده خارج می شود. صنعت نساجی نمونه ای از این مدعا است. ما (فکر می کنیم که) ثروتمندیم چون بیشترین فسیل دایناسورها در زیر خاک کشور ماست. مکانیزم های فعال در اقتصاد ما به کسانی پاداش میدهند که به فسیل دایناسورها نزدیکترند. (من از اینکه اکثر سیاستمداران ما رانت خورند تعجب نمی کنم تعجب من از آن است که عده ای از این سیاستمداران هنوز هم سالمند.) اقتصاد کره جنوبی اقتصادی است وابسته به ارتباط با مراکز علمی، تکنولوژی و اقتصادی و مالی جهان که خود کره یکی از قطبهای آن است. اقتصاد ایران منزوی است، اقتصادی است مبتنی بر شعار مضر خودکفایی. کره ای ها علم اقتصاد را میفهمند. دولت ما اما دولتی است که با افتخار علم اقتصاد را منکر است. رییس جمهورش منکر علم اقتصاد است چون علم اقتصاد را نمی فهمد و به دنبال کلید حل مشکلات اقتصادی خود در جای دیگر است. (مثل او مثل کسی است که در روشنایی کوچه دنبال کلیدی می گشت که در خانه تاریک خود گم کرده بود.)
مشکل فقط دولت نیست. دید کلی مردم ما درباره جهان پیرامون خود قسمت عمده ای از این مشکل است. احمدی نژاد زاییده این دید است. دیدی که تصور می کند که ما منابع سرشار زیرزمینی داریم و مشکل فقط در توزیع این ثروت است. دیدی که بزرگترین موفقیت را دستیابی به انرژی هسته ای می داند. دیدی که نهایت موفقیت را در پرتاب یک ماهواره به فضا می داند. وقت آن است که ما به عنوان یک ملت از خود بپرسیم که اگر ما به انرژی هسته ای دست پیدا کنیم چه می شویم؟ اگر ماهواره ای به فضا بفرستیم شبیه کدام کشور می شویم؟ ترس من از آن است که در پس ذهن ما الگویی از ایران آینده وجود دارد که شبیه شوروی گذشته (در ابعادی کوچکتر) است شبیه کره شمالی است نه کره جنوبی، نه ژاپن و نه امریکا.
پ. ن.
من به هیچوجه مخالف انرژی هسته ای یا تکنولوژی موشکی نیستم، آنچه مرا نگران می کند صرف تمام انرژی مملکت برای رسیدن به این تکنولوژی هاست که در نهایت در رشد توسعه انسانی و اقتصادی ایران نقش عمده ای نخواهند داشت.